تبليغاتX
اینجا بهشته - در چه شرایطی دعا حتما مستجاب می شود.
رفت طغيان آب از چشمش گشاد


آب چشمش زرع دين را آب داد


اى بسا مخلص كه نالد در دعا


تا رود دود خلوصش بر سما


تا رود بالاى اين سقف برين


بوى مجمر از انين المذنبين


پس ملايك با خدا نالند زار


كاى مجيب هر دعا وى مستجار


بنده مؤمن تضرع مى‏كند


او نمى‏داند بجز تو مستند


تو عطا بيگانگان را مى‏دهى


از تو دارد آرزو هر منتهى


حق بفرمايد كه نز خوارى اوست


عين تأخير عطا يارى اوست[6]


در حديث قدسى آمده است: برخى از بندگانم، اصلاح نمى‏شوند و ايمانشان را حفظ نمى‏كند مگر غنا و ثروت به گونه‏اى كه اگر وضع ديگرى براى آنها رخ دهد، نابودى آنها را به دنبال دارد و برخى ديگر، فقر و تنگدستى به صلاح آنهاست و اگر غير از آن برايشان مقدّر شود، عامل هلاكت براى آنها خواهد بود.[7] در اينجا ممكن است شبهه‏اى به ذهن خطور كند كه: خداوند مصلحت ما را بهتر مى‏داند و آنچه بخواهد مقدّر مى‏كند و قطعاً واقع خواهد شد و ديگر نيازى نيست كه من دعا كنم و از خدا بخواهم؟ در جواب به اين مقدار اكتفا مى‏شود كه: تحقق برخى مقدرّات الهى با دعاى بنده و مشروط به دعا كردن است، بدين معنا كه اگر بنده دعا كند و بخواهد، مصلحت الهى به عطا كردن تعلق مى‏گيرد و اگر دعا نكند مصلحتى در كار نيست و براى او مقدور نمى‏شود.[8]


از اين رو، خداوند دعاهايى را كه بر خلاف نظام احسن عالم و قضاى قطعى او باشد رد مى‏كند و مستجاب نمى‏گرداند. مثلاً كسى از خدا بخواهد كه هميشه زنده بماند و هرگز نميرد، زيرا اين دعا با قضاى الهى كه در سوره آل عمران، آيه‏ى 185 آمده منافات دارد. (كل نفس ذائقة الموت) و يا اينكه از خدا بخواهد كه او را هرگز محتاج هيچكدام از مخلوقين نكند، هرگز مستجاب نمى‏شود. در روايت آمده، على عليه السلام شنيد كه مردى براى دوستش دعا مى‏كند و مى‏گويد: خداوند برايت ناملايم و مكروهى را پيش نياورد و روا مدارد، على عليه السلام فرمود: تو مرگ دوستت را از خداوند خواستى.[9] يعنى در واقع تا انسان زنده است، طبق نظام طبيعت و عالم آفرينش در معرض ناملايمات و بلاياست مگر اينكه در دنيا نباشد.


در زمينه‏ى عدم استجابت دعا، علامه مجلسى رحمهم الله در توجيه و تفسير روايتى، وجوهى را به عنوان جواب ذكر نموده است:


وجه اول: وعده الهى به استجابت دعا، مشروط است به مشيت و خواسته‏ى الهى يعنى اگر بخواهد و مشيت او تعلق گيرد، مستجاب مى‏كند به دليل قول خداوند: "... فيكشف ما تدعون اليه إن شاءَ..."[10]؛ و اگر بخواهد رنج و بلا را از شما دور مى‏گرداند،... .


وجه دوم: مقصود از اجابت در روايت، لازمه‏ى آن است و آن شنيدن و مورد عنايت قرار دادن دعاست زيرا خداوند دعاى مؤمن را الآن اجابت مى‏كند و ليكن بخشيدن مطلوب او را به تأخير مى‏اندازد تا به دعايش ادامه دهد و خداوند صداى محبوبش را بشنود.


آن يكى اللَّه مى‏گفتى شبى


تا كه شيرين مى‏شد از ذكرش لبى


گفت شيطان آخر اى بسيار گو


اين همه اللَّه را لبيك گو


گفت لبيكم نمى‏آيد جواب


ز آن همى ترسم كه باشم ردّ باب


گفت آن اللَّه تو لبيك ماست


و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست


حيله‏ها و چاره جوييهاى تو


جذب ما بود و گشاد اين پاى تو


ترس و عشق تو كمند لطف ماست


زير هر يا رب تو لبيكهاست[11]


وجه سوم: خداوند اجابت را مشروط نموده است به موردى كه به صلاح بنده بوده و خير دعاكننده در آن باشد، زيرا خداوند حكيم است و هرگز آنچه را كه باعث مصلحت و سعادت بندگان باشد، به خاطر خواسته‏هاى غير مفيد، ترك نمى‏كند. پس روشن شد كه بايد چنين وعده‏هايى را از جانب شخص حكيم، مشروط و منوط به مصلحت بدانيم.[12]


در كتاب اصول كافى چهار معنا براى اجابت بيان شده كه عبارتند از: 1. خداوند مطلوبِ دعاكننده را فوراً عطا مى‏كند. 2. خداوند درخواست او را اجابت مى‏كند و مى‏پذيرد ولى به خاطر اينكه دوست دارد صداى او را بشنود، مطلوب او را تا مدتى تأخير مى‏اندازد. 3. دعاى او را مى‏پذيرد و مستجاب مى‏كند ولى اثرش، پاك كردن و كفاره‏ى گناهان او قرار مى‏گيرد. 4. دعايش را مى‏پذيرد و آن را، ذخيره و توشه قرار مى‏دهد براى آخرت.[13]


از مطالب فوق استفاده مى‏شود كه معناى اجابت دعا اين نيست كه دعا فوراً مستجاب شود و آثار آن سريعاً ظاهر گردد و دعاكننده به مطلوب خود برسد چرا كه در آيه‏ى 89 از سوره‏ى "يونس" يادآور مى‏شود كه خداوند دعاى موسى عليه السلام را مستجاب نمود، و به خاطر مصالحى اثر آن را كه نابودى فرعون بود بعد از چهل سال ظاهر و آشكار گردانيد.


و گاهى اثر اجابت دعا اينگونه ظاهر مى‏شود كه خداوند چند برابر خواسته‏ى دعاكننده را در آخرت به او مى‏دهد - به كسى كه صلاح خود را نمى‏دانسته - به طورى كه وقتى در آخرت عوض مطلوب و خواسته‏ى خود را مشاهده مى‏كند، تمنا مى‏كند كه اى كاش هيچ حاجتى از من در دنيا مستجاب نمى‏شد. (تصديق مى‏كند كه دعايش به طور كامل مستجاب شده است).[14]


تاكنون به معناى دعا و اهميت و شرايط آن اشاره شد و گفته شد كه چرا برخى از دعاها مستجاب نمى‏شود و اينكه مقصود از اجابت دعا چيست، هم اكنون جاى پاسخ به سؤال مذكور است كه در چه شرايطى دعا مستجاب مى‏گردد؟ دانشمندان و مفسران اسلامى با استفاده از آيات الهى و روايات معصومين‏عليهم السلام شرايط و آدابى را براى دعا و دعا كننده بر شمرده‏اند كه با رعايت آنها، دعا مؤثر واقع شده و مستجاب خواهد گرديد. در كتاب "دعاها و تهليلات قرآن" به هفده شرط و آداب دعا اشاره شده است، مانند: معرفت و شناسايى خداوند، هماهنگى بين قلب و زبان دعا كننده، انجام واجبات و ترك محرمات، استغفار از گناهان و صلوات بر محمد صلى الله عليه وآله و آل محمد صلى الله عليه وآله و... مى‏باشد.[15] و نيز مرحوم فيض كاشانى در محجة البيضاء ده شرط را نام برده است؛ و نيز ده شرط ديگر را از كتاب "عدّة الداعى" (علامّه حلى رحمهم الله) نقل كرده است كه برخى از آن شرايط عبارتند از: تصميم در دعا، اجتماع در دعا، اقبال با قلب به سوى خدا، عدم اعتماد بر غير خدا در حوايج خود و... .[16]


در مورد روايات مربوط به استجابت قطعى دعا تعابيرى به كار رفته است كه ذكر آن خالى از فائده نيست. امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: "هميشه دعاها در پشت پرده است؛ يعنى نمى‏تواند آزادانه به پيشگاه الهى راه پيدا كند تا وقتى كه مشتمل بر درود بر پيغمبر باشد.[17]


از امام صادق عليه السلام در روايت ديگرى نقل شده كه فرمودند: هر گاه كسى از شما خواست دعا كند ابتدا درود بر پيامبر بفرستد زيرا درود بر پيامبر مقبول الهى واقع مى‏شود و خداوند اين طور نيست كه بعضى از دعا را بپذيرد و بخش ديگر آن را رد كند.[18] و در روايت ديگر فرموده است: "علاوه بر آنكه در آغاز، صلوات بفرستد، در پايان دعا بر محمد و آل محمد صلى الله عليه وآله درود بفرستد".[19]


امام مجتبى عليه السلام مى‏فرمايد: اگر كسى مواظب قلبش باشد تا وسوسه‏ها و خاطراتى كه مورد رضاى خدا نيست در آن خطور نكند، من ضامنم كه او مستجاب الدّعوة باشد.[20]


امام صادق عليه السلام فرموده: "قطع اميد از غير خدا كنيد تا دلتان به هيچ قدرتى جز خدا تكيه نكند، آنگاه دعا كنيد، يقيناً آن مستجاب است".[21]


نيز روايت شده كه: مظلومى كه هيچ پناهگاهى جز خدا ندارد، دعاى او يقيناً مستجاب است.[22]


بنابراين اگر دعا به زبان استعداد شد، دست رد به سينه‏ى سائل نمى‏خورد و دعايش پذيرفته خواهد شد. زيرا فاعل و كسى كه خواسته را، برآورده مى‏كند، تمام و فوق تمام است و فيض آن حضرت، كامل و فوق كمال است و اگر فيض، ظهور ندارد و افاضه نمى‏شود، از ناحيه‏ى نقصانِ استعداد است؛ پس اگر پذيرنده، استعداد پذيرش فيض را داشته باشد، فيض الهى از خزينه‏هايى كه پايان ندارد و كمبودى در آنها ايجاد نمى‏شود و از معادن فيضى كه غير متناهى است و نقصان‏پذير نيست، بر او افاضه خواهد شد.[23] از اين رو گفته شده كه امور به سه قسم است؛ اول، آن است كه بدون دعا مصلحت در عطاى آن خواهد بود، در اين صورت چه دعا كنند و چه نكنند، خداوند كرامت خواهد نمود. دوم، آن است كه با دعا نيز مصلحت نمى‏باشد. در اين صورت دعا هم بكنند، عطا نخواهد كرد. سوم، با دعا كردن مصلحت در عطاى آن است و بى دعا، مصلحت نيست، در اين صورت عطاى آن مشروط به دعا است و چون انسان از تشخيص صلاح و فساد همه‏ى امور عاجز است بايد از دعا كوتاهى نكند، و اگر مستجاب نشد مأيوس نگردد و بداند كه صلاح نبوده است. گذشته از اينها، چنانكه قبلاً اشاره شد، دعا، عبادت است بلكه از بهترين عبادت‏هاست كه موجب تقرّب به حضرت حق است كه خودْ (تقرب) از بهترين فوايد هر عبادت محسوب مى‏گردد.[24] وقتى انسان دست به دعا برداشت، طبق روايات و سنت معصومين‏عليهم السلام مستحب است آن را بر سر و صورت خود بكشد؛ براى اينكه لطف خدا به اين دست پاسخ داده است، دستى كه به سوى خدا دراز شود يقيناً خالى بر نمى‏گردد و دستى كه عطاى الهى را دريافت كرد، گرامى است لذا خوب است آن را به صورت يا به سر بكشيد.[25]


اى يكدله‏ى صد دله، دل يكدله كن


مهر دگران را ز دل خود يله كن


يك روز به اخلاص بيا بر در ما


گر كام تو بر نيامد آنگه گله كن[26]


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:58  توسط مسافر  |