تبليغاتX
اینجا بهشته
ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم! (16)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم انسانند اعمال او را دريافت مى‏دارند; (17)

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام ماموريت (و ضبط آن) است! (18)

و سرانجام، سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى‏رسد (و به انسان گفته مى‏شود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مى‏گريختى! (19)

و در «صور» دميده مى‏شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناك است! (20)

هر انسانى وارد محشر مى‏گردد در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است! (21)

(به او خطاب مى‏شود:) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملا تيزبين است! (22)

فرشته همنشين او مى‏گويد: «اين نامه اعمال اوست كه نزد من حاضر و آماده است!» (23)

(خداوند فرمان مى‏دهد:) هر كافر متكبر لجوج را در جهنم افكنيد! (24)

آن كسى كه به شدت مانع خير و متجاوز و در شك و ترديد است (حتى ديگران را به ترديد مى افكند); (25)

همان كسى كه معبود ديگرى با خدا قرار داده، (آرى) او را در عذاب شديد بيفكنيد! (26)

و همنشينش (از شياطين) مى‏گويد: «پروردگارا! من او را به طغيان وانداشتم، لكن او خود در گمراهى دور و درازى بود!» (27)

(خداوند) مى‏گويد: «نزد من جدال و مخاصمه نكنيد; من پيشتر به شما هشدار داده‏ام (و اتمام حجت كرده‏ام)! (28)

سخن من تغيير ناپذير است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم كرد!» (29)

(به خاطر بياوريد) روزى را كه به جهنم مى‏گوييم: «آيا پر شده‏اى؟» و او مى‏گويد: «آيا افزون بر اين هم هست؟!» (30)

(در آن روز) بهشت را به پرهيزگاران نزديك مى‏كنند، و فاصله‏اى از آنان ندارد! (31)

اين چيزى است كه به شما وعده داده مى‏شود، و براى كسانى است كه بسوى خدا بازمى‏گردند و پيمانها و احكام او را حفظ مى‏كنند، (32)

آن كس كه از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پرانابه در محضر او حاضر شود! (33)

(به آنان گفته مى‏شود:) بسلامت وارد بهشت شويد، امروز روز جاودانگى است! (34)

هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بيشترى است (كه به فكر هيچ كس نمى‏رسد)! (35)

چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم، اقوامى كه از آنان قويتر بودند و شهرها (و كشورها) را گشودند; آيا راه فرارى (از عذاب الهى) وجود دارد! (36)

در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش دل فرادهد در حالى كه حاضر باشد! (37)

ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز ( شش دوران) آفريديم، و هيچ گونه رنج و سختى به ما نرسيد! (با اين حال چگونه زنده‏كردن مردگان براى ما مشكل است؟!) (38)

در برابر آنچه آنها مى‏گويند شكيبا باش، و پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور، (39)

و در بخشى از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجده‏ها! (40)

و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزديك ندا مى‏دهد، (41)

روزى كه همگان صيحه رستاخيز را بحق مى‏شنوند; آن روز، روز خروج (از قبرها) است! (42)

ماييم كه زنده مى‏كنيم و مى‏ميرانيم، و بازگشت تنها بسوى ماست! (43)

روزى كه زمين به سرعت از روى آنها شكافته مى‏شود و (از قبرها) خارج مى‏گردند; و اين جمع كردن براى ما آسان است! (44)

ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، و تو مامور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى; پس بوسيله قرآن، كسانى را كه از عذاب من مى‏ترسند متذكر ساز (وظيفه تو همين است)! (45)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:38  توسط مسافر  | 
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد! (6)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند; و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند; و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد; و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! (11)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است! (12)

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است! (13)

عربهاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم‏» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمى‏كند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» (14)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:35  توسط مسافر  | 

عوامل استجابت دعا

 

مقدمه: دعا چيست؟
ـ دعا كليدي است كه با آن گنجينة بخشايش الهي را مي‌توان گشود.
ـ دعا وسيله قرب الي الله و مغز عبادت الهي است.
ـ دعا زنگ در رحمت رحيميّه خداوند، و سبب ريزش بركات الهي است.
ـ دعا ره توشة سالكان طريق وصال، و شعار عاشقان قبلة جمال دوست است.
ـ دعا سير شهودي و كشف وجودي اهل كمال و بهترين رابطه انسان با خداي متعال است.
ـ دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و ولوج به ملكوت عزّت است.
ـ دعا ياد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوي گفتن و شيرين زباني كردن است.
ـ دل بي‌دعا بهاء ندارد، و دل بي‌بهاء، بهاء ندارد.[1]
پس با توجه به اين ارزش و منزلت دعا است كه در متون ديني درباره آن اصرار فراوان شد. خداي سبحان فرمود: «قل ما يعبؤبكم ربّي لولا دعاؤكم»؛[2] يعني بگو اگردعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي‌كند. و در برخي روايات آمده: هر عمل عبادي اندازه و حدّي خاص دارد، مثلاً نماز در شبانه‌روز پنج مرتبه تعيين شده، روزه يك ماه رمضان، و حج يك بار در عمر، زكات نصاب خاصي دارد و مانند آن، امّا براي دعا حدّي معين نشده.[3]
جلوه‌اي از اسرار استجابت دعا
يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين مسائل درباره دعا، اسرار اجابت آن است، يعني چه طور و چگونه ممكن است با دعا جلو وقوع يك حادثه ناگوار گرفته مي‌شود و يا خواسته مورد علاقه ونياز يك فرد برآورده مي‌گردد؟
گرچه اين بحث نيازمند طرح مسايل فراوان است، امّا به اندازه ظرفيت مقاله به چند نكته اشاره مي‌شود:
نكته اول: حكيم ژرف‌انديش بوعلي سينا به نكته ظريفي درباره سرّ استجابت دعا اشاره نموده، مي‌گويد: «نسبت دعا و تضرّع به خواست و استدعا نسبت تفكر و انديشه به درك يك مسأله علمي است».[4] از توضيحي كه در ادامه اين كلام بوعلي آمده معلوم مي‌شود كه به نظر ايشان همان طور كه با تفكر وانديشيدن زمينة افاضه صور علمي از مبادي عاليه (مثلاً عقل فعّال) براي نفس انساني پديد مي‌آيد آن گاه علم و معرفت براي انسان حاصل مي‌شود. با دعا و تضرّع در پيشگاه الهي انسان مستعد مي‌شود كه صورت سلامتي و صحت و يا صور ديگر به انسان افاضه شود، ‌پس دعا زمينه‌ساز افاضه الهي براي برآورده شدن خواست‌هاي انسان است. بنابراين گرچه خداوند «دائم الفيض علي البريّة» است. امّا زمينه پذيرش و دريافت فيض بايد در قابل فراهم شود و دعا نقش زمينه‌سازي براي پذيرش فيض دائمي الهي را دارد.
نكته دوم: برخي از بزرگان در تحليل اسرار استجابت دعا حقايق ارزشمندي را عنوان كرده‌اند كه در فرازي از اين سخنان آمده است: دعا و ذكر و حضور و مراقبت در ذات انسان بلكه در بيرون از ذاتش آثار عجيب و غريبي دارد، چنان كه اگر كسي به طور پيوسته و مستمر فكر و توجه خود را به عالم قدس و جبروت معطوف نمايد،‌انوار حقايق بر او اشراق مي‌شود، و آن كسي كه مصاحب با ملكوتيان را اختيار كند، صاحب عزم و همت و اراده مي‌شود و با توجه و ذكر و دعا به اخلاق ملكوتيان و اوصاف عقول قدسي متصف گرديده و صاحب رتبة ولايت تكويني مي‌شود كه مي‌تواند در همه چيز تصرف كند. پس استجابت دعا امري برخلاف سيره و سنّت الهي نيست، بلكه يكي از علل و اسباب تحوّل و تبدّل در عالم است.[5]
پرتويي از شرايط اجابت دعا
براي استجابت دعا و برآورده‌شدن خواست انسان به وسيله دعا، شرايط متعدد و مختلف در روايات مطرح شده كه در اين جا به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي‌شود:
1. يكي از شرايط مؤثر در اجابت دعا آن است كه انسان در همه حال اهل دعا و مناجات با خدا باشد، امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: جدّم مي‌فرمود: در دعا پيش‌دستي كنيد (پيش از آن كه گرفتار شويد دعا كنيد) زيرا چون بنده‌اي بسيار دعا كند و بلائي به او برسد و دنبالش دعا كند، گفته شود: صداي آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پيش‌آمد ناگوار دعا نمايد، بدو گفته شود: تاكنون كجا بودي؟[6]
2. يكي از شرايط استجابت دعا طهارت و پاكي انسان از هرگونه آلودگي ظاهري و باطني است،[7] لذا گفته‌اند: شرط بسيار مهم تأثير اذكار و ادعيه و اوراد و نظائر آنها، طهارت انسان است كه صرف لقلقة زبان سودي نبخشد، بلكه مبادا موجب قساوت و دوري هم بشود، زيرا كه ذكر عاري از فكر است يعني قلب بي‌حضور است و قلب بي‌حضور چراغ بي‌نور است و شخص بي‌نور از ادراك حقايق دور است و مَثَل ذكر بي‌حضور مثَل كوري است كه در دست او مشعل نور است.[8]
3. از شرايط مؤثر ديگر كه در روايات فراوان مطرح شده صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ ، قبل از دعا و بعد از دعا است، به گونه‌اي كه دعا در لفّافة صلوات قرار گيرد. اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در كلام دل‌انگيزي دراين باره فرمود: هر گاه از خداي سبحان درخواستي داري، ابتدا بر پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زيرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده، يكي را برآورده و ديگري را باز دارد.[9]
4. مسأله ديگر كه در اجابت دعا مؤثر است و در روايات بر آن اصرار شده، دعاي دسته‌جمعي است، امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: هر گاه پيش‌آمدي پدرم را غمناك مي‌كرد، زنان و كودكان را جمع مي‌كرد، سپس دعا مي‌نمود و آنها آمين مي‌گفتند.[10] و هم چنين فرمود: هيچگاه چهارنفر با هم اجتماع نكرده‌اند كه براي مطلبي به درگاه خدا دعا كند، جز اين كه با اجابت آن دعا از هم جدا شده‌اند.[11]
يكي از بزرگان اهل معنا در اين باره گفته است: به طور اصل كلّي نفوس مجتمع متحد را اثر يك نفس كليّ الهي قوي است، و يكي از فضيلت‌هاي نماز جماعت و حلقة ذكر و مجتمع دعا اين است كه هر انساني يك صفت يا بيشتر از اوصاف خوب و كمالات انساني را دارد و به فرض اگر يك انسان كامل باشد تا چه اندازة واسطة نزول بركات خواهد بود، انسان‌هاي گرد آمده در صلوات و ذكر دعا، كانّ يك انسان كامل و يا ظلّ و مثال او را تشكيل مي‌دهند كه آن مجتمع نزول بركات خواهد بود.[12]
برخي از موانع اجابت دعا
گرچه بر اساس روايات هيچ دست نيازمندي، وقتي به سوي خداوند دراز شود، خالي بر نمي‌گردد و به گفته بعضي از بزرگان لااقل يكي از فوايد دعا اصلاح جوهر نفس ناطقه و زبان استعداد است كه در سايه دعا و تقرّب به خدا نصيب انسان مي‌شود.[13] امّا اگر حاجتي موردنظر باشد و با دعا حاصل نشود، سبب عدم اجابت را انسان بايد در اعمال و كارهايش جستجو نمايد، ‌چون پيش‌آمدها و حوادث و يا عدم پذيرش دعاهاي انسان بدون ارتباط با عمل انسان نيست، گرچه به گفته برخي بزرگان در بعضي از موارد نسبت بين عمل و جزاء انسان ممكن است درك كند و يا بعضي موارد را به طور اندك آگاهي پيدا كند، امّا در بسياري از موارد از درك ارتباط عمل با حوادث نظير عدم استجابت دعا انسان عاجز است.[14] امّا ارتباط قطعي ميان آنها برقرار است، لذا در دعاي كميل در اين زمينه آمده: «اللهم اغفرلي الذنوب التي تغيّر النعم، اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعاء،‌اللهم اغفرلي الذنوب التي تنزل البلاء»؛ خدايا بيامرز برايم گناهاني كه دگرگون مي‌سازد، نعمت‌ها را، خدايا بيامرز برايم گناهاني كه از اجابت دعا جلوگيري مي‌كند، خدا بيامرز گناهاني را كه سبب نزول حوادث ناگوار مي‌شود.
و هم چنين در برخي روايات آمده: «الذنوب التي تردّ الدعا و تظلم الهواء عقوق الوالدين»؛[15] گناهاني كه سبب رد شدن دعا و باعث تشويش فكر مي‌شود عاق والدين (نارضايتي پدر و مادر) است.
خلاصه اينكه ادب اقتضا مي‌كند كه در محضر خداوند متعال آداب و شرايط ظاهري و باطني دعاكردن را رعايت كنيم و اگر با مراعات عوامل مؤثر در استجابت دعا، دعايمان مستجاب نشد، گذشته از مصلحت‌ها و حكمت‌هاي الهي، حق اين است كه علت مهم و اساسي را در خودمان جويا شويم چرا كه در اكثر اوقات گناه و معصيت، ايجاد حجاب نموده و مانع استجابت دعا مي‌گردد كه اين گناهان در قالب‌هاي مختلف بوده و آثار منفي و مخرّب خود را همواره به دنبال دارند.


[1] . علامه حسن زاده آملي، رسالة نور علي نور در ذكر و ذاكر و مذكور‌، ص 9، نشر تشيع، چ 2، سال 1371 ش.
[2] . فرقان، 77.
[3] . اصول كافي، ج 4، كتاب الدعا، ص 257، نشر بنياد رسالت.
[4] . ابن سينا، ‌الهيات شفاء، مقاله عاشر، فصل اول، ص 438، نشر مكتبه آيت الله مرعشي نجفي، قم، 1404 ق.
[5] . حسن زاده آملي، رساله ذكر،‌ذاكر و مذكور، ص 101، نشر انتشارات تشيع، سال 1371 ش.
[6] . اصول كافي، ج 4، كتاب دعا، باب التقدم في الدعا، ص 220، نشر بنياد رسالت با ترجمه جواد مصطفوي.
[7] . حسن زاده آملي، رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم، ص 42، نشر فجر، سال 1362 ش.
[8] . حسن زاده آملي، رساله ذكر،‌ذاكر و مذكور، فصل 6، ص 62، نشر انتشارات تشيع، سال 1371 ش.
[9] . نهج البلاغه، حكمت، 361، ترجمه محمد دشتي.
[10] . اصول كافي، ج 4، كتاب دعا باب اجتماع في دعا، ص 241، نشر بنياد رسالت، با ترجمه جواد مصطفوي.
[11] . همان.
[12] . حسن زاده آملي، رساله نور علي نور، ص 107، انتشارات تشيع، سال 1371 ش.
[13] . همان، ص 111.
[14] . همان، ص 100، 102.
[15] . اصول كافي، ج 2، كتاب ايمان و كفر، باب 197 (في تفسير الذنوب)، ص 421، نشر دار التعارف للمطبوعات، بيروت، سال 1413 ش.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:53  توسط مسافر  | 
شخصی از امیرالمومنین علی(ع) سوال کرد که خداوند در قرآن می فرماید:"ادعونی استجب لکم".(مرا بخوانید،دعا کنید،تا دعایتان را مستجاب کنم). اما دعای ما مستجاب نمی شود؟!!

حضرت فرمود علتش در هشت مورد است:

1)این که خدا را شناختید، ولی حقش را بجا نیاوردید، ازاین رو آن شناخت به درد شما نخورد.

2)به پیغمبر خدا ایمان آوردید ولی با دستورات او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟

3)قرآن را خواندید ولی به آن عمل نکردید و گفتید: قرآن را به گوش و دل میپذیریم ، اما به مخالفت با آن برخاستید.

4)گفتید ما از آتش جهنم میترسیم در عین حال با گناهان و معاصی به سوی جهنم می روید.

5)گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات کارهایی انجام می دهید که شمارا از بهشت دور می سازد. پس علاقه و شوق شما به بهشت کجاست؟

6)نعمت خدارا خوردید ولی سپاسگذلری نکردید.

7)خداوند شمارا به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: "شیطان دشمن شماست، پس شما او را دشمن بدارید". به زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل به دوستی او برخاستید.

8)عیبهای مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود بی خبر ماندید(نادیده گرفتید) و درنتیجه کسی را سرزنش می کنید که خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید.

با این وضع چه دعایی از شما مستجاب می شود؟ در صورتی که شما درهای دعا و راه های آن را بسته اید. پس از خدا بترسید و عملهایتان را اصلاح کنید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید تا خداوند دعاهایتان را مستجاب کند.
(از کتاب بحارالانوار)

همچنین ایشان در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به حضرت مجتبی (ع) در خصوص تاخیر در اجابت دعا می فرماید:

گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخوَاست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود.
گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شوی، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید.
یا به جهت اعطا بهتر از آنچه خواستی، دعا به اجابت نمی رسد؛ زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود.


+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:44  توسط مسافر  | 

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

نيكي (تنها) اين نيست (كه به هنگام نماز) صورت خود را به سوي مشرق و مغرب كنيد (و تمام گفتگوي شما از مساءله قبله و تغيير قبله باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكي (و نيكوكار) كساني هستند كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران ايمان آورده‏اند، و مال (خود) را با علاقهاي كه به آن دارند به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مي‏كنند، نماز را بر پا ميدارند، و زكات را مي‏پردازند و به عهد خود به هنگامي كه عهد بستند وفا مي‏كنند، در برابر محروميتها و بيماريها، و در ميدان جنگ استقامت به خرج مي‏دهند، اينها كساني هستند كه راست مي‏گويند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است و اينها هستند پرهيزگاران.

سوره بقره آیه 177

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:27  توسط مسافر  |