قبل از توضيح سؤال، به طور گذرا به معناى دعا و ضرورت آن از نظر قرآن، اشاره مىشود. مسألهى ضرورت و انجام دعا نه تنها در دين اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلكه در اديان انبياى گذشته و نزد پيامبران سلف نيز مسألهى دعا يك امر حتمى بوده و پيشوايان الهى اين مطلب را به مردم گفته و آموختهاند، افزون بر اين خودشان در موارد متعددى دعا كردهاند، كه از جملهى آن موارد دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام و استجابت آن است كه در سورهى ابراهيم عليه السلام، آيهى 37 ذكر گرديده است،[1] و نيز دعاى حضرت موسى عليه السلام[2] و پيامبران ديگر بيان شده است. خداوند در آيات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آيات "بقره، 186" و آيهى "غافر، 60".
معناى لغوى و اصطلاحى "دعا": "دعا" به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است، و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است.[3]
دعا در اصطلاح، خواستن حاجت از خداى متعال است. واژهى دعا و ديگر مشتقات آن در قرآن مجيد تقريباً در 13 معنا به كار رفته است كه از جملهى آنها، خواندن، دعا كردن، خواستن از خداوند، ندا دادن، صدا زدن، دعوت كردن به چيزى يا به سوى كسى، استغاثه و يارى خواستن؛ عبادت كردن و... مىباشد.[4]
از برخى آيات و نيز روايات اسلامى استفاده مىشود كه دعا نوعى عبادت و پرستش خداست. افزون بر اين، در برخى تعابير روايى آمده است كه "الدّعا مخّ العبادة"، از اين رو دعا نيز مانند ديگر عبادات داراى شرايط مثبت و منفى مىباشد، به سخن ديگر، براى آنكه دعا به طور صحيح و كامل انجام شود و مورد تقرّب و استجابت قرار گيرد بايد دعا كننده شرايطى و آدابى را تحصيل كند و از موانعى دورى و اجتناب نمايد. توجه به اين مسأله است كه علت عدم استجابت برخى دعاها روشن مىشود، چرا كه خداوند، حكيم و عليم است و تمام كارهاى او از روى حكمت و مصلحت مىباشد و قبولى دعا نيز وابستهى به مصلحت است و وعدهى قبول نيز مشروط به مصلحت خواهد بود. اگر شخص كريمى اعلام نمايد كه هر كس از من چيزى بخواهد عطا خواهم كرد و شخصى بيايد و چيزى كه براى او ضرر دارد، بلكه هلاكت او را در پى دارد طلب نمايد به خيال اينكه براى او نافع است، در چنين وضعيتى، عطا نكردن مناسبتر است براى آن شخص كريم. بلكه عطا كردن، جور و ظلم است. و اكثر خواهشهاى بندگان موجب نقص و ضرر ايشان است در حاليكه خودشان نمىدانند.[5]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:58  توسط مسافر
|