تبليغاتX
اینجا بهشته

ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند، (1)سوره قلم





چند جمله با خدا  

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …


گفتی: فانی قریب


.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.





گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …


گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال


.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!


گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم


.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

------------ --------- --------- --



گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …


گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه


.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟


گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده


.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب


.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟


گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا


.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.



------------ --------- --------- --





گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟


گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله


.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.









گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم


گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین


.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.



------------ --------- --------- --





ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


گفتی: الیس الله بکاف عبده


.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟


گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم

من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش

بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .

خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::

نوشته شده توسط : مسافر | دوشنبه یکم مهر 1387 | 10:51 | لينک ثابت | موضوع: |

دعاهای ماه رمضان  

دعای روز اول

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .

دعای روز دوم

خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

دعای روز سوم

خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان .

دعای روز چهارم

خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم .

دعای روز پنجم

خدایا مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده ، به حق لطف و رأفتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

دعای روز ششم

خدایا مرا در این روز به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز وبه ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان ، به حق احسان ونعمتهای بیشمار تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان .

دعای روز هفتم

خدایا مرا در این روز به روزه و اقامه نماز یاری کن و از لغزشها و گناهان دور ساز وذکر دائم که تمام روز به یاد تو باشم نصیبم فرما ، به حق توفیق بخشی خود ای رهنمای گمراهان عالم .

دعای روز هشتم

خداوندا در این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما ، به حق انعامت ای پناه آرزومندان عالم .

دعای روز نهم

ای خدا مرا نصیبی کامل از رحمت واسطه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایت فرما و پیشانی مرا بگیر و به سوی رضا وخشنودی که جامع هر نعمت است سوق ده ، به حق دوستی ومحبتت ای آرزوی مشتاقان .

دعای روز دهم

خداوندا مرا در این روز از آنان که در تمام امور بر تو توکل کنند ونزد تو فوز وسعادت یابند واز مقربان درگاه تو باشند قرار ده ، به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان .

دعای روز یازدهم

خداوندا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من وفسق ومعاصی را ناپسند من قرار ده ودر این روز خشم وآتش قهرت را به من حرام گردان به یاری خود ای فریاد رس فریاد رسان .

دعای روز دوازدهم

خدایا در این روز مرا به زیور ستر وعفت نفس بیارای وبه جامه قناعت وکفاف بپوشان وبه کار عدل وانصاف بدار واز هر چه ترسانم مرا ایمن ساز به نگهبانی خود ای نگهدار وعصمت بخش خدا ترسان عالم .

دعای روز سیزدهم

خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان .

دعای روز چهاردهم

خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما وعذر خبط وخطایم بپذیر ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام .

دعای روز پانزدهم

خدایا در این روز طاعت بندگان خاشع وخاضع نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما ، به حق امام بخشی خود ای ایمنی دلهای ترسان .

دعای روز شانزدهم

خدایا در این روز مرا به موافقت " اعمال وافکار" نیکان عالم موفق بدار واز رفاقت اشرار جهان دور گردان و مرا در این بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده , به حقّ الهّیت ومعبودیت ای خدای عالمیان.

دعای روز هفدهم

ای خدا مرا در ای روز به اعمال صالحه راهنمایی کن وحاجتها و آرزوهایم را بر آورده ساز ای کسی که نیازمند به شرح وسئوال بندگان نیستی, ای خدایی که ناگفته به حاجات وبه سرائر خلق آگاهی بر محمد و آل اطهار او درود فرست.

دعای روز هیجدهم
خداوندا مرا در این روز برای برکات سحرها بیدار ومتنبه ساز ودلم را به روشنی انوار سحر منوّر گردان و تمام اعضاء وجوارهم را برای آثار وبرکات این روز مسخّر فرما به حق نور جمال خود ای روشنی بخش دلها عارفان .

دعای روز نوزدهم

خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان وراهم را به سوی خیراتش سهل وآسان ساز واز حسنات مقبول آن مرا محروم مسازای راهنمای به سوی دین حق وحقیقت آشکار.

دعای روز بیستم

خداوندا در این روز درهای بهشتها را به روی من بگشا ودرهای آتش دوزخ را ببند مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما ، ای فروز آورنده وقار وسکینه بر دلهای اهل ایمان.

دعای روز بیست ویکم

خداوندا در این روز مرا به سوی رضا وخشنودی خود راهنمایی کن وشیطان را بر من مسلط مگردان وبهشت را منزل ومقامم قرار ده, ای برآورنده حاجات معرفت ومشتاقان حق وحقیقت.

دعای روز بیست ودوم

خداوندا در این روز درهای فضل وکرمت را به روی من بگشا و برمن برکاتت را نازل فرما وبر موجبات رضا وخشنودیت موفقم بدار ودر وسط بهشتهایت مرا مسکن ده, ای پذیرنده دعالی پریشانان.

دعای روز بیست وسوم

خدایا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب پاک ساز ودلم را در آزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش, ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران.

دعای روز بیست وچهارم

خدایا در این روز از تو درخواست می کنم آنچه را که رضای تو در اوست, وبه تو پناه می برم از آنچه تو را پسند است, و از تو توفیق می خواهم که دراین روز به فرمان تو باشم وهیچ نافرمانی نکنم, ای عطا بخش سئوال کنندگان.

دعای روز بیست وپنجم

خداوندا مرا در این روز محب دوستانت ودشمن دشمنانت قرار ده ودر راه روش به طریقه وسنت خاتم پیعمبرانت بدار ای عصمت بخش دلهای پیعمبران.

دعای روز بیست وششم

ای خدا در این روز سعیم را در راه طاعتت بپذیر وجزای خیر عطا فرما وگناهم را در این روز ببخش و عملم را مقبول وعیبم را مستور گردان, ای بهترین شنوای صدای خلق.

دعای روز بیست وهفتم

خداوندا در این روز فضیلت لیلة القدر را نصیب من گردان وتمام امور وکارهای مشکل را آسان کن وعذرهایم را بپذیر ورز وگناهم را محو ونابود ساز ای روف ومهربان در حق صالحان.

دعای روز بیست وهشتم

ای خدا دراین روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسیله مرابین وسایل واسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز ای خدایی که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت.

دعای روز بیست ونهم

خدایا در این روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان وهم توقیق وحفظ از گناهان روزی فرما ودلم را از تاریکیهای مشکوک واوهام پاک دار ای مهربان بر بندگان مومنت .

دعای روز سی ام

خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سید ما محمد وآل اطهارش وستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.



التماس دعا

خانواده سبز


نوشته شده توسط : مسافر | یکشنبه هفدهم شهریور 1387 | 0:48 | لينک ثابت | موضوع: |

پند و ارزهای لقمان حکیم به پسرش بسیار پر معنی  

فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن

برایشان دشوار است ؛ نداشته باش که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و

در نتیجه تنها و بی مونس می مانی و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی .

· از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد .

· در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد .

· به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .

· اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده .

· هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود

کرده ای زیرا دشمن را نسبت به خودت کار ساز کرده ای .

· به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد و برای رضای خدا .

· اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی .

· اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن .

· هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است .

· هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند .

· فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند .


در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ).

تالیف : علامه مجلسی



نوشته شده توسط : مسافر | سه شنبه یکم مرداد 1387 | 16:54 | لينک ثابت | موضوع: |

گنجینه های ماه رجب  

فصل بندگی از راه رسید. شاید بشه گفت یکی از مهمترین مراقبه‌های ماه مبارک رجب به یاد داشتن یه حدیث شریفه که حتما حتما بخونیدش و بیاد داشته باشیمش.

سید بن طاوس در كتاب اقبال صفحه 628 این حدیث رو از قول رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل كرده که ایشان فرمودند:

ان الله تبارک و تعالی نصب فی السماء السابعة ملکا یقال له الداعی؛

خداوند متعال در آسمان هفتم ملکی را قرار داده‌اند که به او داعی (ندا دهنده) گفته می‌شود،

فاذا دخل شهر رجب؛ وقتی که ماه رجب وارد می‌شود،

ینادی ذالک الملک؛ این ملک ندا می‌دهد،

کل لیله الی الصباح؛ هر شب تا صبح،

طوبی للذاکرین؛ خوش به حال آنان که در ذکرند،

طوبی للطائعین؛ خوش به حال اطاعت کنندگان فرمان الهی،

و یقول الله تعالی؛ و خود خداوند متعال می فرماید،

انا جلیس من جالسنی؛ من همنشین آن کسی هستم که همنشین من است،

و مطیع من اطاعنی؛ و من مطیع و فرمان بردار کسی هستم که مطیع و فرمان بردار من است،

و غافر من استغفرنی؛ و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب بخشش کند،

الشهر شهری؛ ماه ماهِ من است،

و العبد عبدی؛ و بنده، بندۀ من است،

والرحمة رحمتی؛و بخشایش هم بخشایشِ من است،

فمن دعانی فی هذا الشهر؛ پس هر کس مرا در این ماه بخواند،

اجبته؛ پاسخش را می‌هم،

و من سألنی؛ و کسی که از من چیزی بخواهد،

اعطیته؛ به او عطا می‌كنم،

و من استهدانی؛ وکسی که از من هدایت بخواهد،

هدیته؛ هدایتش می‌كنم،

و جلعت هذاالشهر حبلا بینی و بین عبادی؛ و این ماه را ریسمان اتصالی بین خودم و بندگانم قرار دادم،

فمن اعتصم به وصل الی؛ پس هر کس به آن دست یازد به من متصل می‌شود.

فصل بارش رحمت خداشروع شده الهی که همه غرق بشیم.آمین

نوشته شده توسط : مسافر | پنجشنبه بیستم تیر 1387 | 13:15 | لينک ثابت | موضوع: |

چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟  

چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟

آنچه باید برای ما مهم باشد ، اصل استجابت دعا ها است و دیر یا زود آن مهم نیست ، زیرا گاهی مصلحت اقتضا می کند که دعا دیتر اجابت شود ؛ زیرا خداوند از خیر و صلاح ما آگاه تر است .
استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعى است. پیش از بیان آن، مفهوم دعا و مقدمه‏اى را متذکر مى‏شویم:
مفهوم دعا: دعا به معنى «خواندن» است، خواندنى که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاورى.
مقدمه:
انسان مرتبط با خدا مى‏کوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتى با کسى آشنا شدى و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمى او به شمار آمدى، در هنگام نیاز به خانه‏اش مى‏روى. شرط دوستى را به جا مى‏آوری و میثاق و محبت را استوار مى‏سازی. او نیزدر را باز مى‏کند و شما را در اندرون پذیرایى می‌نماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.
براى استجابت دعا نیز باید شرایطى را مهیا نمود و موانعى را برطرف ساخت. در ذیل به برخى از شرایط و موانع اشاره مى‏شود:
الف) شرایط استجابت دعا.
1 - ارتباط مداوم با خدا در هر حال:
خداوند به پیامبرش دستور مى‏دهد که «نفس خویش را در کمال شکیبایى در هر بامداد و شامگاه به دعا کردن و جلب خشنودى خدا وادار کن».(1)
قرآن کسانى را که فقط در هنگام گرفتارى و مشکلات دعا مى‏کنند، مورد نکوهش قرار داده است: «وقتى به انسان گرفتارى و غمى روى مى‏آورد، ما را در هر حال (خواب و بیدارى، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهى قطع نماید، به گونه‏اى که) گویى اصلاً ما را براى گرفتارى که به او رسیده بود، نخوانده است!».(2)
امام صادق (ع) مى‏فرماید: «کسى که پیش‏دستى در دعا نکند و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد، دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم». در روایت دیگرى آمده که «به او مى‏گویند: تا امروز کجا بودى؟!».(3)
در اصول کافى آمده که خداوند به حضرت داوود(ع) فرمود: «مرا در روزهاى خوش و آسایش یاد کن تا من دعاى تو را در روزهاى گرفتارى و سختى اجابت کنم».(4)
2 - دعا باید از صمیم قلب باشد.
تمام ذرات وجود انسان یک چیزى را بخواهد و طلب کند و دل و زیانش با عمل و رفتارش هماهنگ باشد.
3 - اعتماد به خدا و اطمینان به اجابت او:
امام صادق(ع) فرمود: «خدا دعایى را که از دل غافل و بى خبر برخیزد، مستجاب نمى‏کند پس وقتى دعا کنى، از عمق دل به او روى آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش».(5)
4 - قطع امید از غیر خدا و امید و اطمینان به خداوند.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه یکى از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست مى‏کند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدى جز به درگاه خدا نداشته باشد».(6) او به نقطه‏اى از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرت‏ها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.
پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد.
5 - دعا باید در کنار تلاش و تدبیر باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الداعى بلا عمل کالرامى بلا وتر؛ کسى که دعا مى‏کند و به دنبال آن تلاش و عمل نمى‏کند، مانند آن است که بى چله کمان تیر مى‏اندازد».(7)
دعا نمى‏تواند جاى تلاش و برنامه ریزى در زندگى را بگیرد، بلکه مکمل آن مى‏تواند باشد.
6 - دعا باید با حالت تضرع و دلى شکسته باشد.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه دلتان شکست، دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود، شکسته نمى‏شود».(8)
7 - مکان دعا در استجابت تأثیر دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (ع) مخصوصاً حرم امام حسین(ع) و کنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهیم(ع) و کنار حجرالاسود.
8 - زمان دعا: دعاى پنهانى و در تاریکى شب زودتر به اجابت مى‏رسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع خوانده مى‏شود.(9)
قرآن مى‏فرماید: «پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانى و خفا بخوانید».
دعا در شب‏هاى ماه رمضان و رجب و دهه اول ذى‏الحجه و غیر آن دعا را به اجابت نزدیک مى‏کند.
9 - توسل به چهارده معصوم(ع) و آن‏ها را بر پایه آیه شریفه «وابتغوا الیه الوسیله» وسیله و شفیع قرار دادن.
10 - غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.»(10)
به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار مى‏گیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید، و به بیراهه نرود. نشانى راه دعا را ذکر خواهیم کرد.
ب) موانع استجابت دعا
امام على(ع) مى‏فرماید: «المعصیة تمنع الاجابة؛(11) گناه مانع اجابت دعا است».
گناهان سه نوع تأثیر منفى در دعا مى‏گذارند:
1 - لذت دعا و مناجات را سلب مى‏کنند.
انسان دعا مى‏کند، اما لذت نمى‏برد و رقت قلب پیدا نمى‏کند.
2 - مانع استجابت دعا مى‏شوند.
3 - توفیق دعا کردن یا شرکت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب مى‏کنند.
برخى از گناهان در عدم اجابت دعا تأثیر بیشتر دارند که در ذیل به نمونه‏اى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم.
امام سجاد(ع) فرمود: «گناهانى که مانع استجابت دعا مى‏شوند، عبارتند از: بددلى و سوءظن به مؤمنان و کارهاى آنان؛ طینت و درونى ناپاک داشتن؛ نفاق و دورویى با برادران و خواهران ایمانى؛ عدم اطمینان به اجابت دعا؛ تأخیر نمازهاى واجب (و نخواندن آن در اول وقت فضیلت) آن که وقت آن بگذرد؛ بدزبانى و فحاشى و اهانت کردن؛ نزدیک نشدن به خدا به وسیله صدقه و کارهاى نیک». (12)
نیز فرمود: «از جمله گناهانى که مانع استجابت دعا مى‏گردد، نافرمانى و رنجاندن خاطر پدر و مادر است».(13)
در برخى از روایات، بداخلاقى سبب باز گرداندن دعا معرفى شده است.
علل عدم اجابت دعاها از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)
مردى به حضرت عرض کرد: خداوند مى‏فرماید: «ادعونى استجب لکم» پس چرا ما دعا مى‏کنیم، ولى اجابت نمى‏شود، حضرت فرمود: چون دل‏هاى شما در هشت مورد خیانت و بى وفایى کرد:
1 - خدا را شناختید، ولى حقش را آن گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2 - به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟
3 - کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولى در عمل با آن مخالفت کردید.
4 - گفتید ما از آتش دوزخ مى‏ترسیم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مى‏روید.
5 - گفتید ما به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولى کارهایى انجام مى‏دهید که شما را از بهشت دور مى‏سازد.
6 - نعمت‏هاى خدا را استفاده مى‏کنید، ولى شکر و سپاس گزارى نمى‏کند.
7 - خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، شما نیز او را دشمن گیرید.(14) شما به زبان او را لعن مى‏کنید، ولى در عمل با او دوستى مى‏نمایید و از او اطاعت مى‏کنید.
8 - عیب‏هاى مردم را برابر دیدگان‏تان قرار دادید و عیب‏هاى خود را پشت سرانداختید، در نتیجه کسى را ملامت مى‏کنید که خود به ملامت سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایى از شما مستجاب گردد، در صورتى که شما راه‏ها و درهاى دعا را به روى خود بسته‏اید؟!
«پس تقوا پیشه کنید؛ کارهایتان را اصلاح کنید؛ امر به معروف و نهى از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.(15)
راه دعا از دیدگاه امام صادق(ع)
شخصى خدمت امام صادق(ع) عرض کرد: دو آیه در قرآن است که تأویل و معناى آن را نمى‏دانم. یکى «ادعونى استجب لکم» است، که ما هر چه دعا مى‏کنیم، اجابت نمى‏شود. حضرت فرمود: «من سر عدم اجابت دعایتان را به شما مى‏گویم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت کنى و آن گاه او را بخوانى، دعایت را اجابت مى‏کند، ولى تو با (دستورهاى) او مخالفت کرده، نافرمانى‏اش مى‏کنى. او نیز اجابت نمى‏کند. با این حال، اگر خدا را از راهش بخوانى - اگر چه گناهکار باشى - خدا دعایت را مستجاب مى‏کند».
آن شخص پرسید: راه دعا چیست؟ فرمود: «نماز (16) که خواندى، ابتدا تمجید کرده، او را به بزرگى مى‏ستایى و به هر نحو که مى‏توانى، حمد و ستایش مى‏کنى، سپس بر پیامبر(ص) و آلش درود مى‏فرستى و به تبلیغ رسالتش گواهى مى‏دهى، و بر ائمه هدى سلام مى‏دهى، آن گاه نعمت‏هاى خدا را بر خود مى‏شمارى و او را به خاطر آن‏ها ستایش و شکر مى‏کنى. بعد به گناهان خود یکایک اعتراف مى‏کنى و هر کدام را که به یاددارى، اقرار مى‏نمایى. هر کدام را به خاطر ندارى، به طور سربسته به زبان مى‏آورى و از همه گناهان به درگاه خدا توبه مى‏کنى و تصمیم مى‏گیرى که دیگر گناه نکنى و از روى پشیمانى و صدق نیت و خلوص، و در بیم و امید از آن‏ها
استغفار و طلب آمرزش مى‏کنى، سپس مى‏گویى: «اللهم انى أعتذر الیک من ذنوبى و استغفرک و أتوب الیک فأعنى على طاعتک و وفّقنى لما اوجبت علىّ من کل ما یرضیک فانى لم أر أحداً بلغ شیئاً من طاعتک الا بنعمتک علیه قبل طاعتک، فأنعم علىّ بنعمة أنال به رضوانک و الجنةَ. بعد از رعایت این مراتب، حاجت خود را بخواه، که امیدوارم خدا ناامیدت نکند و حاجتت را برآورد».(17)
چند تذکر:
1 - گاهى با وجود تمام شرایط دعا، دعا مستجاب نمى‏شود، چون به مصلحت ما نیست، یعنى چیزى را طلب مى‏کنیم که به سود ما نیست، اگر چه مى‏پنداریم به نفع ما و خیر است.(18)
2 - گاهى دعا مستجاب مى‏شود، ولى از روى مصالحى تحقق عملى آن به تأخیر مى‏افتد، حتى ممکن است تا بیست سال طول بکشد تا محقق گردد.
3 - در روایت است خداوند وقتى بنده‏اى را دوست داشته باشد، اجابت دعاى او را به تأخیر مى‏اندازد تا بنده‏اش با او راز و نیاز گوید.
از این رو مؤمنان ثابت قدم هیچ گاه از تکرار دعا مأیوس نمى‏شوند، بلکه مى‏گویند:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید.
4- گاهی اجابت دعاها در آخرت به صورت پاداش نمایان می شود و در دنیا خواسته اش بنابر مصالحی داده نمی شود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی شود. امام صادق(ع) می فرماید: «روز قیامت خداوند متعال می فرماید: ای بندة من!‌ تو مرا خواندی و من اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی شد، برای آن ثواب و پاداش نیک که می بیند».(5)
از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد.
امام سجاد(ع) می فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او در آخرت ذخیره می گردد ، یا در دنیا برآورده می شود ، یا بلایی را که می خواست به او برسد،‌ از وی می گرداند».(6)
علاوه بر مطالب یاد شده، همیشه به این نکته توجه داشته باشید که نماز و روزه و دعا و غیره، مطلوبیت ذاتی دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ویژه خواسته های دنیوی نیست، بلکه خود دعا و مناجات با خدا،‌ صرف نظر از اجابت یا عدم اجابت، ارزش دارد و به اصطلاح طلب مهم تر از مطلوب است.(7)

پى‏نوشت‏ها:

نوشته شده توسط : مسافر | جمعه چهاردهم تیر 1387 | 17:29 | لينک ثابت | موضوع: |

در چه شرایطی دعا حتما مستجاب می شود.  

قبل از توضيح سؤال، به طور گذرا به معناى دعا و ضرورت آن از نظر قرآن، اشاره مى‏شود. مسأله‏ى ضرورت و انجام دعا نه تنها در دين اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلكه در اديان انبياى گذشته و نزد پيامبران سلف نيز مسأله‏ى دعا يك امر حتمى بوده و پيشوايان الهى اين مطلب را به مردم گفته و آموخته‏اند، افزون بر اين خودشان در موارد متعددى دعا كرده‏اند، كه از جمله‏ى آن موارد دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام و استجابت آن است كه در سوره‏ى ابراهيم عليه السلام، آيه‏ى 37 ذكر گرديده است،[1] و نيز دعاى حضرت موسى عليه السلام[2] و پيامبران ديگر بيان شده است. خداوند در آيات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آيات "بقره، 186" و آيه‏ى "غافر، 60".


معناى لغوى و اصطلاحى "دعا": "دعا" به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است، و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است.[3]


دعا در اصطلاح، خواستن حاجت از خداى متعال است. واژه‏ى دعا و ديگر مشتقات آن در قرآن مجيد تقريباً در 13 معنا به كار رفته است كه از جمله‏ى آنها، خواندن، دعا كردن، خواستن از خداوند، ندا دادن، صدا زدن، دعوت كردن به چيزى يا به سوى كسى، استغاثه و يارى خواستن؛ عبادت كردن و... مى‏باشد.[4]


از برخى آيات و نيز روايات اسلامى استفاده مى‏شود كه دعا نوعى عبادت و پرستش خداست. افزون بر اين، در برخى تعابير روايى آمده است كه "الدّعا مخّ العبادة"، از اين رو دعا نيز مانند ديگر عبادات داراى شرايط مثبت و منفى مى‏باشد، به سخن ديگر، براى آنكه دعا به طور صحيح و كامل انجام شود و مورد تقرّب و استجابت قرار گيرد بايد دعا كننده شرايطى و آدابى را تحصيل كند و از موانعى دورى و اجتناب نمايد. توجه به اين مسأله است كه علت عدم استجابت برخى دعاها روشن مى‏شود، چرا كه خداوند، حكيم و عليم است و تمام كارهاى او از روى حكمت و مصلحت مى‏باشد و قبولى دعا نيز وابسته‏ى به مصلحت است و وعده‏ى قبول نيز مشروط به مصلحت خواهد بود. اگر شخص كريمى اعلام نمايد كه هر كس از من چيزى بخواهد عطا خواهم كرد و شخصى بيايد و چيزى كه براى او ضرر دارد، بلكه هلاكت او را در پى دارد طلب نمايد به خيال اينكه براى او نافع است، در چنين وضعيتى، عطا نكردن مناسب‏تر است براى آن شخص كريم. بلكه عطا كردن، جور و ظلم است. و اكثر خواهش‏هاى بندگان موجب نقص و ضرر ايشان است در حاليكه خودشان نمى‏دانند.[5]



جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد...
نوشته شده توسط : مسافر | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 | 21:58 | لينک ثابت | موضوع: |

ب  

ب
نوشته شده توسط : مسافر | چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 | 0:2 | لينک ثابت | موضوع: |

ارکان دعا و اجابت الهی  

 اركان دعا از اين قرار است: 1-اعتقاد و توجه به ربوبيت‏خدا 2- احساس نياز3- اعتقاد به اجابت الهى.

در اين زمينه مباحث‏بسيارى وجود دارد همچون آداب و شرايط زمان و مكان دعا و غير آن كه با ظرفيت محدودمجله مجال بحث در همه آن موارد نيست و در اين نوشتار پيرامون آنچه خداوند در اين خصوص به عهده گرفته و آن «اجابت دعا» است‏به گفتگو مى‏نشينيم.

اصل اجابت

بر اساس وعده الهى هرگاه از بنده‏اى دعا به وقوع بپيوندد اصل اجابت هم از طرف خداوند اجتناب‏ناپذير است.

موضوعى كه برخى نسبت‏به آن دچار اشتباه شده‏اند، قياس اجابت انسانها با اجابت‏خداست زيرا معمولا هرگاه انسانى از انسان ديگرى خواسته‏اى داشته باشد - اگر در توانش باشد - همان چيزى را كه او درخواست كرده است‏بدون تاخير و فوت وقت - بدون اينكه در اين زمينه به مصالح مختلف احاطه داشته يا آن را در نظر بگيرد - عملى مى‏كند. و همين محدوديت انديشه بشرى ذهن او را عادت داده است كه اجابت الهى را نيز در همين دائره ارزيابى كند و خارج از آن را بى‏توجهى خداوند نسبت‏به خود دانسته و اجابت نداند. و گاهى نيز تا آنجا در اين اشتباه پيش مى‏رود كه در وعده الهى به ترديد افتاده و در فهم آن دچار اشكال مى‏شود.

در صورتى كه موضوع اجابت در مورد خدا با آنچه بين بندگان او مطرح است، تفاوت بسيار دارد.

او براى استجابت دعاى بنده خود، با احاطه‏اى كه به تمامى مصالح و مفاسد امور دارد با توجه به رحمت عام و نيز لطف ويژه‏اش نسبت‏به سائلان، آن‏چه به صلاح آنان بداند عملى مى‏كند.

به عنوان مثال مريضى را در نظر بگيريد كه به شدت تشنه است و پى در پى به آه و ناله و اصرار تقاضاى آب مى‏كند، در همين حال اگر يكى از بستگان او كه از وضع او بى‏خبر است‏با او ملاقات كند بديهى است اولين كارى كه براى او انجام خواهد داد سيراب كردن اوست در حالى كه ممكن است‏با همين آب دادن، حيات او را نيز در معرض خطر قرار دهد. در صورتى كه اگر دكتر معالج او در اين وضع او را ببيند با احاطه‏اى كه به مرض و نوع آن دارد و آب را براى چنين مريضى خطرناك مى‏داند، تن به اين خواسته نخواهد داد و يا حداقل آن را براى مدت معينى به تاخير خواهد انداخت. و اگر ممكن باشد از راه ديگرى براى تخفيف تشنگى او اقدام خواهد كرد.

اين بى‏توجهى به تقاضاى مريض نيست‏بلكه خود عين اجابت‏با در نظر گرفتن مصلحت اوست. خداوند متعال نيز، هرگاه دعايى - با توجه به اركان آن - از بنده‏اش ابراز شود، قطعا بدان پاسخ خواهد داد، ولى اينكه شخص «دعاكننده‏» اجابت دعاى خود را در به اجرا درآوردن مو به موى خواسته خود از سوى خدا بداند انديشه‏اى غلط، انتظارى بيجا و از باب قياس خالق به خلق است.

انواع اجابت

اجابت الهى با توجه به مجموعه مصالح و مفاسد تحقق مى‏پذيرد و بديهى است چنين كارى صورتهاى مختلف دارد كه در هر خواسته‏اى با توجه به اوضاع و مناسبات خاص آن، به صورت ويژه‏اى جلوه مى‏كند كه به برخى از آنها مى‏پردازيم.

البته آنچه اينجا بدان مى‏پردازيم به غير از نوع روشن و رايج آن است كه برآمدن حاجت دائمى به همان صورت مطلوب اوست.

1- جلب رحمت

از نتايج‏بسيار مهم دعا جلب توجه و عنايت ويژه الهى است كه سراسر زندگى و لحظه لحظه عمر دعاكننده را فرا مى‏گيرد.

بر طبق آيات قرآن كريم، خداوند بزرگ رساندن رحمت را به بندگان، بر خود مقرر فرموده و مقصود از آفرينش آنان را نيز همين امر، اعلام كرده است ولى بهره‏مندى از آن را به تقاضا و درخواست‏آنهااز خودمنوطدانسته‏است.

شخص «دعاكننده‏» نبايد در كار دعا تنها به برآمدن حاجت‏خود قناعت ورزد تا اگر محقق نشد دست از طلب بردارد بلكه بايد با نظرى بلند و در افقى بسيار وسيعتر و فراتر از برخى خواسته‏هاى محدود بدين عمل دست‏يازد.

البته خواسته‏هاى كوچك را هم بايد از خدا خواست. بلكه بنا به روايتى از امام صادق(ع) تمامى امور از كوچك و بزرگ را بايد از او طلب كرد زيرا همان كسى كه صاحب اختيار كارهاى بزرگ است، سررشته كارهاى كوچك را نيز در دست‏خود دارد.

ولى سخن اين است كه همواره بايد امور محدود و جزيى را در پرتو عنايت كلى الهى خواست و به وسيله دعا عنايت و توجه عام و رضايت‏خداوند را به سوى خود جلب كرد.

قرآن مجيد از قول حضرت ابراهيم(ع) خطاب به مشركان عصر خود اينچنين مى‏فرمايد: «واعتز لكم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربى عسى الا اكون بدعاء ربى شقيا» من از شما و آنچه مى‏پرستيد كناره مى‏گيرم و پروردگار خود را مى‏خوانم بدين اميد كه به وسيله اين كار - رحمت‏خدا را در همه حال به سوى خود جلب كنم و در پيشگاه او - محروم و مطرود نباشم.

امام صادق(ع) از نبى اكرم(ص) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:

«رحم الله عبدا طلب من الله عز و جل حاجة فالح فى الدعاء استجيب له ام لم يستجيب له، و تلا هذه الآية ...»

سايه رحمت الهى بر سر آن بنده‏اى باد كه حاجت‏خويش را از خدا بخواهد و در آن اصرار بورزد خواه آن خواسته‏اش محقق شود و خواه عملى نگردد. آنگاه حضرت همين آيه را به عنوان شاهد كلام خود ذكر فرمود.

باز در حديث ديگرى حضرت صادق(ع) فرمودند: ان الله عز و جل يقول: من شغل بذكرى عن مسالتى اعطيته افضل ما اعطى من سالنى.

خداى متعال مى‏فرمايد: كسى كه به ياد من مشغول شود و از عرض حاجت‏خود باز ماند - با جلب رحمت‏خود به سوى او - بهترين عطاياى خويش را كه به‏سائلان مى‏دهم بدو نيزخواهم‏بخشيد.

و نيز همان حضرت فرمودند: «هيچ بنده‏اى دست‏خود را به سوى خدا نگشود مگر اينكه خداوند بزرگ از اين كه آن دست را خالى برگرداند حيا مى‏كند و از رحمت‏خود آنچه بخواهد بدو عنايت مى‏كند. پس هرگاه كسى از شما دست‏به دعا برداشت آن را بر سر و صورت خود بكشاند.»

بنابراين بهترين و سودمندترين پاسخ الهى به بنده نيايشگر خود سرازير كردن رحمت‏بى‏پايان خويش به سوى اوست و از باب اينكه: «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست‏» در پرتو آن تمامى مشكلات مادى و معنوى رو به سامان خواهد گذاشت و هيچ دعايى از مؤمن، خالى از اين بهره گرانسنگ نخواهد بود، چه دعاگر حاجت مورد نظر خود را نيز بگيرد يا به مصالحى بدان دست نيابد.

http://tebb.blogfa.com/cat-41.aspx

نوشته شده توسط : مسافر | چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 | 21:57 | لينک ثابت | موضوع: |

 

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

در آن هنگام كه آسمان ( كرات آسمانى) شكافته شود، (1)

و تسليم فرمان پروردگارش شود -و سزاوار است چنين باشد- (2)

و در آن هنگام كه زمين گسترده شود، (3)

و آنچه در درون دارد بيرون افكنده و خالى شود، (4)

و تسليم فرمان پروردگارش گردد -و شايسته است كه چنين باشد- (5)

اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد! (6)

پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، (7)

بزودى حساب آسانى براى او مى‏شود، (8)

و خوشحال به اهل و خانواده‏اش بازمى‏گردد. (9)

و اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، (10)

بزودى فرياد مى‏زند واى بر من كه هلاك شدم! (11)

و در شعله‏هاى سوزان آتش مى‏سوزد. (12)

چرا كه او در ميان خانواده‏اش پيوسته (از كفر و گناه خود) مسرور بود! (13)

او گمان مى‏كرد هرگز بازگشت نمى‏كند! (14)

آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت كرد)! (15)

سوگند به شفق، (16)

و سوگند به شب و آنچه را جمع‏آورى مى‏كند، (17)

و سوگند به ماه آنگاه كه بدر كامل مى‏شود، (18)

كه همه شما پيوسسته از حالى به حال ديگر منتقل مى‏شويد (تا به كمال برسيد). (19)

پس چرا آنان ايمان نمى‏آورند؟! (20)

و هنگامى كه قرآن بر آنها خوانده مى‏شود سجده نمى‏كنند؟! (21)

بلكه كافران پيوسته آيات الهى را انكار مى‏كنند! (22)

و خداوند آنچه را در دل پنهان مى‏دارند بخوبى مى‏داند! (23)

پس آنها را به عذابى دردناك بشارت ده! (24)

مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، كه براى آنان پاداشى است قطع‏نشدنى! (25)

نوشته شده توسط : مسافر | چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 | 20:44 | لينک ثابت | موضوع: |

ای قلم سوزلرین د اثر یخ  

ای قلم سوزلرین د اثر یخ
آشنا دن من بیر خبر یخ


ای قلم (اشعار من) در تو هیچ تاثیر و جذابیتی وجود ندارد
من هم از آشنا خبری ندارم

گلدی بو جمعه د ، کشتی الله
فاطمه یوسفنان خبر یخ

این جمعه هم آمد و گذشت ، ای خدا!
از یوسف فاطمه خبری نشد

یاندی پروانه لر ، شمعی سندی
آیرلخ دن یورک آنن الدی

پروانه ها سوختند و شمع خاموش شد
از دوری (یار) دلم بی درنگ پژمرده شد و مرد

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا ندارد
آقا ! تو از هر زیبایی ،زیباتر هستی

کیم دی آیرلخ درد سال ماز
عاشقن صبرینن الدن آلماز

که می گوید دوری و جدایی انسان را گرفتار درد نمی کند؟
و دوری ، صبر عاشق را از او نمی گیرد؟

ای گوزوم ، یولارا باخ ، دارخما
چون همیشه بولوت آتا قالماز

ای چشمم، به راه ها بنگر و خسته نشو
چراکه ، برای همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند

گلدی بو جمعه د ، گلمدن سن
گون سایم ، جمعه دیگر اوسن

این جمعه هم رسید ، اما تو نیامدی
روزها را می شمارم تا جمعه بعدی برسد

قلب لر غصه دن داغلی قالدی
یا امام زمان گل ، امان دی

قلب ها از غصه داغدار و درمانده ماندند
ای امام زمان (عج) بیا! روزگار غریبی است!

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا نداری
آقا ! از هر زیبایی ، تو زیباتر هستی

نوشته شده توسط : مسافر | یکشنبه بیست و سوم دی 1386 | 22:39 | لينک ثابت | موضوع: |

پنجاه صفت از مومن در کلام امام صادق (ع)  

پنجاه صفت از مومن در کلام امام صادق (ع) :«ابو سليمان حلواني» از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود:

صفت مومن نيرومندي است در دين، و احتياط است در نرمش، و ايمان است در باور و يقين، و حرص و علاقه شديد در فهم و فقه، و نشاط و جديّت در هدايت، و نيكي در پايداري و استقامت، و چشم پوشي و خودداري هنگام شهوت و هوس، و دانش در حلم و بردباري، و شكرگزاري در مدارا، و بخشندگي در حقّ، و ميانه روي در غني و بي نيازي، و آراستگي در فقر و بي چيزي، و گذشت در نيرومندي، و طاعت و بندگي در خيرخواهي، و پارسائي در خواهش و ميل، و رغبت شديد در جهاد، و نماز در گرفتاري، و شكيبائي در سختي، و در سختي ها بامتانت، و در ناخوشايندي ها شكيبا، و در رفاه و خوشي ها شكرگزار است؛ غيبت نمي كند، و تكبّر نمي ورزد، و تعدّي و تجاوز نمي نمايد و اگر بر او تعدّي و ستمي شود شكيبائي مي كند، و از خويشاوند نمي بُرد، و سست و ضعيف، و سخت دل و خشن و بدخُلق نيست، نگاهش از كنترل او خارج نمي شود، و شكمش او را به رسوائي نمي كشاند، و عورتش بر او چيره نمي گردد، و به مردم حسد نمي ورزد، و سستي نمي كند، و تبذير و تلف و اسراف و زياده روي نمي نمايد، بلكه ميانه روي مي كند، و به ستمديده ياري و به مستمندان مهرباني مي نمايد، نَفسش از او در زحمت و مردم از او در راحت هستند، در جاه دنيا رغبت و از رنج آن بي تابي نمي كند؛ مردم كاري و مهمّي دارند (دنيا) كه به آن روي آورده اند و او مهّم ديگري دارد (دين و آخرت) كه او را به خود مشغول ساخته است؛ در حلم و بردباريش نقصاني و در راي و انديشه اش سستي و در دينش تباهي ديده نمي شود؛ كسي را كه با او مشورت نمايد راهنمائي مي كند، و هركس را كه به او كمك كند ياري مي نمايد، از باطل و فحش و جهالت مي ترسد و مي گريزد؛ و اينهاست صفت مومن.

از كتاب نصايح آيت الله مشكيني
سایت مناجات

نوشته شده توسط : مسافر | دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:54 | لينک ثابت | موضوع: |

 

امام صادق:

1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)
3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد.
زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)
4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

«مرحومه علامه نهاوندی» فرموده است:
یکی از نمازهایی که در رساندن انسان به مطلوب خود، به تجربه ثابت شده خواندن چهاررکعت نماز است به این طریق که این نماز به دو سلام ختم شود.
در رکعت اول پس از سوره حمد، صد مرتبه افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد (سوره غافر، آیه 44) خوانده شود.
در رکعت دوم، پس از سوره حمد، صد مرتبه الا الی الله تصیر الامور (سوره شوری آیه 53) خوانده شد.
در رکعت سوم پس از سوره حمد صد مرتبه نصر من الله و فتح قریب (سوره صف آیه 13) و در رکعت چهارم پس از سوره حمد صد مرتبه انا فتحنا لک فتحا مبینا (سوره فتح آیه 1) و پس از خواندن نماز به سجده رود و صد مرتبه بگوید:
غفرانک ربنا و الیک المصیر (سوره بقره، آیه 285)
و صد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه را بر زبان جاری کند.

 

نوشته شده توسط : مسافر | شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | 23:26 | لينک ثابت | موضوع: |

لطف حق  

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من                   بما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ایدل کلید استجابت را                      بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش           بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر درها برویت بسته شد دل برمکن بازآ                    در این خانه دق الباب کُن واکردنش با من

 به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی          طلب کن آنچه میخواهی مهیّا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را               بیاور نیک وبد را جمع و منها کردنش با من

 چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن                غم فردا مخور تأمین فردا کردنش با من

 بقرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان                 بخوان این آیه را تفسیرو معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت              تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من

نوشته شده توسط : مسافر | شنبه نوزدهم آبان 1386 | 11:44 | لينک ثابت | موضوع: |

آیه های بسیار زیبا از سوره اسرا  

و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو! (23)

و بالهاى تواضع خويش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» (24)

پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است; (اگر لغزشى در اين زمينه داشتيد) هر گاه صالح باشيد (و جبران كنيد) او بازگشت‏كنندگان را مى‏بخشد. (25)

و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26)

چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27)

و هرگاه از آنان ( مستمندان) روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28)

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى! (29)

به يقين، پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد، گشاده يا تنگ مى‏دارد; او نسبت به بندگانش، آگاه و بيناست. (30)

و فرزندانتان را از ترس فقر، نكشيد! ما آنها و شما را روزى مى‏دهيم; مسلما كشتن آنها گناه بزرگى است! (31)

و نزديك زنا نشويد، كه كار بسيار زشت، و بد راهى است! (32)

و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم; اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است! (33)

و به مال يتيم، جز به بهترين راه نزديك نشويد، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا كنيد، كه از عهد سؤال مى‏شود! (34)

و هنگامى كه پيمانه مى‏كنيد، حق پيمانه را ادا نماييد، و با ترازوى درست وزن كنيد! اين براى شما بهتر، و عاقبتش نيكوتر است. (35)

از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (36)

و روى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمى‏توانى زمين را بشكافى، و طول قامتت هرگز به كوه‏ها نمى‏رسد! (37)

همه اينها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است. (38)

اين (احكام)، از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى فرستاده; و هرگز معبودى با خدا قرار مده، كه در جهنم افكنده مى‏شوى، در حالى كه سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهى بود! (39)

آيا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانى از فرشتگان برگزيده است؟! شما سخن بزرگ (و بسيار زشتى) مى‏گوييد! (40)

ما در اين قرآن، انواع بيانات مؤثر را آورديم تا متذكر شوند! ولى (گروهى از كوردلان،) جز بر نفرتشان نمى‏افزايد. (41)

بگو: «اگر آنچنان كه آنها مى‏گويند با او خدايانى بود، در اين صورت، (خدايان) سعى مى‏كردند راهى به سوى (خداوند) صاحب عرش پيدا كنند.» (42)

او پاك و برتر است از آنچه آنها مى‏گويند، بسيار برتر و منزه‏تر! (43)

آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند; و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد; ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد; او بردبار و آمرزنده است. (44)

و هنگامى كه قرآن مى‏خوانى، ميان تو و آنها كه به آخرت ايمان نمى‏آورند، حجاب ناپيدايى قرارمى‏دهيم; (45)

نوشته شده توسط : مسافر | دوشنبه هفتم آبان 1386 | 19:16 | لينک ثابت | موضوع: |

 

عید سعید فطر بر همگان مبارک.

نوشته شده توسط : مسافر | شنبه بیست و یکم مهر 1386 | 12:55 | لينک ثابت | موضوع: |

جايگاه و اهميت شب قدر  

چنان ‏كه درك شب قدر، كاري مشكل است، بيان جايگاه و «قدر» شب قدر عملي است دشوار كه تنها راه ‏يافتگان به آن شب عزيز مي‏توانند واقعيت و حقيقت آن را بيان دارند؛ چرا كه قرآن به پيامبر خدا فرمود: «و تو چه داني شب قدر چيست؟»

در وصف آن همين بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلي بر قدر و منزلت اين شب افزوده است، از جمله:

 

1- نزول قرآن

نزول جامع‏ترين، كامل‏ترين و ماندگارترين كتاب الهي بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود مي‏گويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبي از شب‌هاي آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آيه ديگر بيان مي‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستي، آن [قرآن] را در شبي پر بركت نازل كرديم.» و اين شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقيقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آورديم.» پس بايد گفت نزول قرآن در چنين شبي بر عظمت آن مي‏افزايد. اين نكته را هم اضافه كنيم كه اين نزول، نزول دفعي است بر قلب رسول گرامي اسلام، نه نزول تدريجي كه آغاز آن با آغاز بعثت يعني بيست و هفتم رجب همراه است.

 

2- تقدير امور

در نام‏گذاري شب قدر بيان‌هاي مختلفي وارد شده است: برخي آن را به معناي شبي با عظمت و بزرگ «لَيْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفته‌‏اند؛ چرا كه قدر در قرآن به معناي منزلت و بزرگي خداوند آمده، در آيه‏اي مي‏خوانيم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»

«قدر» به معناي تقدير و اندازه‌‏گيري و تنظيم است. اين معني را هم لغت تأييد مي‏كند و هم قرآن و روايات. راغب اصفهاني مي‏گويد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ اَيْ لَيْلَةٌ قَيَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر يعني شبي كه (خداوند) براي [تنظيم و تعيين] امور مخصوصي آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كريم مي‏فرمايد: در آن شب «يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ» (7) «هر كاري بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعيين و تنظيم) مي‏گردد.»

در بحارالانوار روايتي آمده كه: «هر كس در شب‏ قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را مي‏بخشد.»

و امام صادق عليه‏ السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ (8)؛ « تقدير امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا ‏آن در شب بيست و سوم صورت مي‏گيرد.»

و امام رضا عليه ‏السلام فرمود: «... يُقَدَّرُ فيها ما يَكُونُ في السَّنَةِ مِنْ خَيْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّيَتْ لَيْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع مي‏شود، تقدير و اندازه‌‏گيري مي‏شود، از نيكي و بدي و سود و زيان و روزي و مرگ. به همين جهت نيز شب قدر شب اندازه‌گيري ناميده شده است.»

و طبق روايات فراواني (10) سرنوشت افراد براي سال بعد، مانند: رزق و روزي، مرگ و ميرها، خوشي و ناخوشي‌ها، حج رفتن و حوادث ديگر زندگي، بر اساس استعدادها و لياقت‌ها، رقم مي‏خورد، و اين تقدير حكيمانه هم، در انسان هيچ گونه «اجبار» و «سلب اختياري» به وجود نمي‌‏آورد. مي‏توان بين تمام اقوال اين گونه جمع كرد كه در اين شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسماني، تقديرات يك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان عليه‏السلام عرضه مي‏شود.

شب قدر

3- سند امامت

شب قدر بزرگ‏ترين سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روايات فراواني، وجود شب قدر را در هر زمان دليل لزوم امامت و بقاي آن دانسته ‏اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل‌بيت عليهم‏السلام شمرده شده است كه به برخي روايات اشاره مي‏شود:

از امام صادق عليه ‏السلام نقل شده است كه فرمود: علي عليه‏السلام زياد مي‏فرمود: هيچ‏ گاه تيمي و عدوي (ابوبكر و عمر) خدمت پيامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گريه مي‏خواند، سپس آن دو عرض مي‏كردند چقدر رقّت شما نسبت به اين سوره شديد است. پيامبر اكرم صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله مي‏فرمود: به جهت آنچه چشمم ديده و دلم فهميده است و به جهت آنچه دل اين شخص [يعني علي عليه‏السلام ] پس از من خواهد ديد. آن دو مي‏گفتند: مگر شما چه ديده‌‏اي و او چه مي‏بيند؟

رسول اكرم فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نمي‌‌ماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.»

فرمود: پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله براي آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر كاري نازل مي‏شوند.» آن‏گاه مي‏فرمود: آيا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند مي‏فرمايد، چيزي باقي خواهد ماند؟ مي‏گفتند: نه. سپس حضرت مي‏فرمود: آيا مي‏دانيد آن كسي كه هر امري بر او نازل مي‏شود كيست؟ مي‏گفتند: تو هستي اي رسول خدا! آن‏گاه مي‏فرمود: بله ولي آيا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ مي‏گفتند: بله. مي‏فرمود: آيا [در شب‌هاي قدر] بعد از من هم آن امر نازل مي‏شود؟ مي‏گفتند: بله. سپس مي‏فرمود: بر چه كسي؟ مي‏گفتند: نمي‏دانيم. سپس آن حضرت از سر من (علي) مي‏گرفت (و دست را روي سر من قرار مي‏داد) و مي‏فرمود: اگر نمي‏دانيد بدانيد، آن شخص پس از من اين مرد است.

فرمود: پس آن گاه آن دو نفر هميشه اين‏گونه بودند كه شب قدر را بعد از پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله به سبب هراسي كه بر دل آن دو مي‏افتاد، مي‏شناختند.» (11)

و در جاي ديگر علي عليه ‏السلام فرمود: «به حقيقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل مي‏شود و به راستي براي آن امر صاحبان امري است. عرضه شد آنان چه كساني هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبي اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (12)؛ من و يازده امام از نسل من كه همه اماماني محدَّث مي‏باشند ( ملائكه را نمي‏بينند ولي صداي آنها را مي‏شنوند). »

و در برخي روايات آمده كه خود ولايت علي عليه ‏السلام و ائمه عليهم‏السلام جزء تقديرات آن شب است (13) و دستور داده‌‏اند كه با مخالفان براي اثبات امامت و بقاي آن و زنده بودن مهدي عليه‏ السلام به شب قدر استدلال كنيد.(14) آري، بقاي شب قدر دليل محكمي است بر بقاي امامت و بقاي امامت اقتضا مي‏كند حيات و زنده بودن مهدي عليه ‏السلام را و حيات مهدي عليه ‏السلام نشانه حيات مذهب پيشتاز و هميشه در صحنه تشيّع است. لذا اسلام اصيل و قرآن تا ابد زنده است.

شب قدر

از اينجا روشن شد كه شب قدر، يعني شب ولايت و امامت (15) و معناي رواياتي كه شب قدر را به فاطمه زهرا عليه ا‏السلام تفسير نموده (16) است، روشن شد كه حقيقت شب قدر امامت و ولايت است و حقيقت ولايت و امامت زهراي مرضيه عليهاا‏السلام است.

امام صادق عليه‏ السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ ؛ « تقدير امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا ‏آن در شب بيست و سوم صورت مي‏گيرد.»

4- بخشش گناهان

يكي ديگر از ويژگي‌هاي شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصيان و مجرمان است، لذا بايد تلاش نمود تا اين فيض عظماي الهي شامل حال انسان شود. واي به حال انساني كه در شب قدر مورد غفران الهي قرار نگيرد؛ چنان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمود: «كسي كه شب قدر را درك كند، پس بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خويش) دور مي‏سازد.» (17)

و در جاي ديگر فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نمي‌‌ماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.» (18)

لذا بايد تلاش مضاعف نمود تا غفران الهي در اين شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمود: «كسي كه در شب قدر به پاخيزد (و آن شب را)  از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص ‏بيدار باشد) گناهان گذشته‌‏اش بخشوده مي‏شود.» (19)

در بحارالانوار در ذيل اين روايت اضافه شده: «هر كس در شب‏ قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را مي‏بخشد.» (20)

نوشته شده توسط : مسافر | یکشنبه هشتم مهر 1386 | 21:55 | لينک ثابت | موضوع: |

استجابت دعا  

چه وقت هایی برای دعا کردن مناسب است

امام صادق (ع) فرمودند: سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است

۱.بعد از نماز واجب

۲.هنگام آمدن باران

۳.هنگام ظاهر شدن آیه و نشانه ء معجزه ای از طرف خدا برای بندگان خود

شرایط دعا کردن

اول: اعتراف به گناهان

دوم: شکر نعمت ها

سوم: صلوات بر محمد و آل محمد

چهارم: دعا کردن و حاجت خواستن

پنجم:  صلوات بر محمد و آل محمد

دعا کردن سه حالت دارد که به هر حالتی که باشد برای بنده اجر معنوی دارد

حالت اول : آن که صلاح بنده در آن هست و به او می رسد و مشروط به دعا نیست و در این صورت ثمره دعا در تقرب بنده است به خدا.

حالت دوم : آن که صلاح بنده در آن هست و رسیدن به آن مشروط به دعا کردن است و در این صورت ثمره ء دعا دو چیز است یکی رسیدن به مطلب و دیگر تقرب به خدا.

حالت سوم : آن که صلاح بنده در آن نیست و به آن نمی رسد و در این صورت ثمره دعا دو چیز است یکی تقرب به خدا دوم عوض آن که در دنیا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا می شود. 

دعا را شرایطی است :

اول : خواستن و طلب


شرط اولش این است که واقعا خواستن و طلب در وجود انسان پیدا شود و تمام ذرات وجود انسان ، مظهر خواستن گردد ، واقعا آنچه می‏خواهد به صورت یک احتیاج و استدعا و حاجت درآید ، همان طوری که‏ اگر در یک نقطه بدن یک احتیاجی پیدا شود تمام اعضا و جوارح شروع می‏کنند به فعالیت و حتی ممکن است عضوی به مقدار زیادی از کار خود بکاهد برای‏ رفع احتیاجی که در فلان نقطه بدن پیدا شده است . اگر مثلا تشنگی بر انسان‏ غلبه کند اثر تشنگی در وجناتش پیدا می‏شود ، حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه آب می‏گویند .
اگر هم در آن حال بخوابد آن‏ را به خواب می‏بیند ، چون واقعا بدن محتاج به آب است .
احتیاج روحی و معنوی انسان که جزئی از عالم خلقت است نسبت به کل جهان همین طور است‏ . روح انسان جزئی است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتیاجی در وجودش پیدا شود ، دستگاه عظیم خلقت او را مهمل نمی گذارد .
فرق است بین خواندن دعا و دعای واقعی . تا دل انسان با زبان هماهنگی‏ نداشته باشد دعای واقعی نیست . باید در دل انسان جدا و واقعا خواست و طلب پیدا شود ، حقیقتا در وجود انسان احتیاج پدید آید که :

هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی که جست
هر که جویا شد بیابد عاقبت
مایه‏اش درد است و اصل مرحمت
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا پستی است آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
« امن یجیب المضطرإذا دعاه و یکشف السوء »" (نمل ، 62)

آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ )

دوم :ایمان و اعتماد به استجابت


شرط دیگر دعا ایمان و یقین است ، ایمان به رحمت بی منتهای ذات‏ احدیت ، ایمان به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست ، ایمان داشته باشد که در رحمت الهی هیچگاه به روی بنده‏ای‏ بسته نمی شود ، نقص و قصور همه از ناحیه بنده است . در حدیث است :

« إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 )
یعنی آنگاه که دعا می‏کنی‏ حاجت خود را دم در آماده فرض کن .


علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج می‏زند و آن‏ حضرت در سحر ماه مبارک رمضان می‏خوانده است اینچنین به خدای خود می‏گوید :

" « اللهم‏إنی أجد سبل المطالب‏إلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک‏ مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک‏ للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضع‏إجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهف‏إلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع‏ الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحل‏إلیک قریب‏ المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک ‏إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعای شریف ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان‏ خوانده می‏شود) .

یعنی بار الها ! من جاده‏های طلب را به سوی تو باز وصاف ، و آبشخورهای‏ امید به تو را مالامال می‏بینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده می‏بینم ، و به یقین می‏دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه‏ بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل‏
کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران می‏کند .
و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست‏ بندگان است که حجاب دیده آنها می‏گردد .

سوم : مخالف نبودن با سنن تکوین و تشریع


شرط دیگر دعا این است که بر خلاف نظام تکوین یا نظام تشریع نباشد .
دعا استمداد و استعانت است برای اینکه انسان به هدفهایی که خلقت و آفرینش و تکوین برای او قرار داده و یا تشریع و قانون آسمانی الهی که‏ بدرقه تکوین است معین کرده ، برسد .
دعا اگر به این صورت باشد شکل یک‏ حاجت طبیعی به خود می‏گیرد و دستگاه خلقت به حکم تعادل و توازنی که دارد و هر جا احتیاجی هست فیض و مدد می‏رسد ، او را یاری و کمک می‏کند .
و اما خواستن و طلب چیزی که بر خلاف هدف تکوین یا تشریع است ، مانند خواستن خلود در دنیا یعنی عمر جاویدان که مرگ هرگز به سراغش نیاید یا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نیست ، یعنی این گونه دعاها مصداق واقعی‏ دعا نمی باشند .

چهارم : هماهنگی سایر شؤون دعا کننده


شرط دیگر اینکه سایر شؤون زندگی انسان با دعا هماهنگی داشته باشد . یعنی آنها با هدف تکوین و تشریع هماهنگی داشته باشند ، دل ، پاک و صاف‏ باشد ، کسب و روزی ، حلال باشد ، مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حدیث است از امام صادق علیه‌السلام :

" « إذا أراد أحدکم أن یستجاب له فلیطیب کسبه ، و لیخرج من مظالم‏ الناس . وإن الله لا یرفع‏إلیه دعاء عبد و فی بطنه حرام ، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه » " بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 321

یعنی هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود ، کار و کسب و راه‏ در آمد و روزی خود را پاکیزه کند و خود را از زیر بار مظلمه‏هایی که از مردم برعهده دارد خلاص کند ، زیرا دعای بنده‏ای که در شکمش مال حرام باشد به سوی خدا بالا برده نمی شود .

پنجم : مورد دعا نتیجه گناه نباشد


شرط دیگر اینکه حالتی که بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغییر و حالت بهتری پیدا کند ، نتیجه کوتاهی و تقصیر در وظایف نباشد . و به‏ عبارت دیگر ، حالتی که دارد و دعا می‏کند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتیجه منطقی تقصیرات و گناهان او نباشد ، که در این صورت ، تا توبه‏ نکند و علل و موجبات این حالت را از بین نبرد آن حالت عوض نخواهد شد.

مثلا امر به معروف و نهی از منکر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگی‏ کامل دارد به اجرا و عدم اجرای این اصل . نتیجه منطقی ترک امر به معروف‏ و نهی از منکر این است که میدان برای اشرار باز می‏شود و آنها بر مردم‏ مسلط می‏گردند .

اگر مردم در این وظیفه خود کوتاهی کنند و به عقوبت و نتیجه منطقی این‏ کوتاهی مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهای خود را با دعا رفع کنند ، ممکن نیست .

راه منحصر این است که توبه کنند و دو مرتبه در حدود امکانات خود امر به معروف و نهی از منکر بکنند ، البته در این صورت تدریجا به هدف و مطلوب خود خواهند رسید .

« إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم »" (رعد ، . 11 )

سنت الهی‏ این است که مادامی که مردمی وضع و حالت خود را در آنچه به خودشان مربوط است تغییر ندهند ، خداوند سرنوشت آنها را تغییر نمی دهد . در احادیث‏ معتبره وارد شده است :

" « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر أو لیسلطن الله علیکم شرارکم‏ ، فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم » " (کافی ، ج 5 .).

باید امر به معروف و نهی از منکر کنید ، و گرنه بدان شما بر شما مسلط خواهند شد و آنگاه نیکان شما دعا می‏کنند و دعاهای آنها مستجاب‏ نخواهد شد .

در حقیقت ، این گونه دعاها نیز بر خلاف سنت تکوین و تشریع است . همین طور است آدمی که عمل نمی کند و تنها به دعا می‏پردازد . او نیز کاری بر خلاف سنت تکوین و تشریع می‏کند .

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‏فرماید :

" « الداعی بلا عمل کالراعی بلا وتر » " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 312 )

یعنی آن که عمل نمی کند و دعا می‏کند ، مانند کسی است که با کمانی که زه ندارد می‏خواهد تیراندازی‏ کند . یعنی عمل و دعا مکمل یکدیگرند ، دعای بدون عمل اثر ندارد .

ششم : دعا نباید جانشین فعالیت قرار گیرد


شرط دیگر این است که واقعا مظهر حاجت باشد . در موردی باشد که انسان‏ دسترسی به مطلوب ندارد ، عاجز است ، ناتوان است ، اما اگر خداوند کلید حاجتی را به دست خود انسان داده و او کفران نعمت می‏کند و از به کار بردن آن کلید مضایقه دارد و از خدا می‏خواهد آن دری را که کلیدش در دست‏ دعا کننده است به روی او باز کند و زحمت به کار بردن کلید را از دوش‏ او بر دارد ، البته چنین دعایی قابل استجابت نیست .

این گونه دعاها را نیز باید از نوع دعاهای مخالف سنن تکوین قرار داد .

دعا برای تحصیل توانایی است . دعا در صورتی که خداوند توانایی مطلوب را به انسان داده است از قبیل طلب تحصیل حاصل است . لهذا پیشوایان دین‏ فرموده‏اند :

« خمسة لا یستجاب لهم » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 356 ) .

یعنی پنج دسته‏اند که‏ دعای آنها مستجاب نمی شود ،
یکی دعای آن کس که زنی دارد که او را اذیت‏ می‏کند و از دست او به تنگ آمده و تمکن دارد که مهر او را بپردازد و او را طلاق بدهد ، اما طلاق نمی‏دهد و پیوسته می‏گوید خدایا ! مرا از شر این زن‏ راحت کن

دیگر کسی که برده‏ای دارد که مکرر فرار کرده و باز هم او را نگه داشته و می‏گوید خدایا ! مرا از شر او راحت کن ، در صورتی که می‏تواند او را بفروشد

سوم کسی که از کنار دیوار کج مشرف به سقوط عبور می‏کند و می‏بیند عن قریب سقوط می‏کند ، اما او دور نمی شود و پیوسته دعا می کند که خدا جان او را حفظ کند.

چهارم کسی که مالش را به دیگری قرض‏ داده اما کوتاهی کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پیش طرف مانده و او نمی دهد و این پیوسته دعا می‏کند و از خداوند می‏خواهد که پولش را به‏ او برگرداند ، در صورتی که از اول در اختیار خود او بود که تا سند و شاهد نگیرد آن پول را به قرض ندهد.

پنجم کسی که در خانه‏اش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پیوسته می‏گوید : " اللهم
ارزقنی " ( خدایا بمن روزی‏ برسان )

بدیهی است که منحصر به این پنج مورد نیست . این پنج مورد به عنوان‏ مثال آورده شده برای مواردی که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبیر به‏ هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهی می‏کند و می‏خواهد دعا را جانشین عمل‏ قرار دهد .

خیر ، این طور نیست . دعا در نظام خلقت برای این نیست که‏ جانشین عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشین عمل .
نوشته شده توسط : مسافر | جمعه سی ام شهریور 1386 | 17:46 | لينک ثابت | موضوع: |

ماه رمضان ماه برکت و ماه نزول قرآن و ماه رحمت و مغفرت از راه رسد  

ماهی که خداوند در آن درهای بهشت را به روی بنده های شایسته اش باز می کند و درهای جهنم را بسته تا در این ماه همه چیز برای استغفار و عبادت مومنین آماده باشند، در این ماه به مومنان درگاه خداوند برای برداشتن ره توشه چه برای دنیا و چه برای آخرت خود سفارش شده است.

ماه رمضان را ضیافت و مهمانی خداوند نامیده اند، زیرا در این ماه تمام بندگان و روزه داران مهمان درگاه حق تعالی هستند و چه زیباست بندگی را به جا آوردن در مهمانی و ضیافت حضرت حق ماه رمضان نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است و واژه رمضان از ریشه رمض به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.

در باب فضیلت ماه مبارک رمضان باید گفت فضیلت این ماه زیاد و نامحدود است، در این ماه شب های قدر قرار دارند که به عبادت در شب قدر بسیار سفارش شده است.

حضرت علی (ع) در جایی در باب دعا و استغفار در ماه رمضان فرموده اند" بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعای زیاد، دعاهای شما دافع بلا از شماست و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است".

در این ماه انسان ها باید دل های زنگار گرفته از گناه و آلودگی را با عبادت و دعا صیقل دهند و از سرچشمه رحمت لایتناهی خداوند بهره مند شود و از وظایف روزه داران در این ماه دعا و درخواست حوایج از حضرت حق است.

روزه دار دراین ماه باید علاوه بر نخوردن و نیاشامیدن چشم هایش، گوش هایش و دهانش نیز روزه باشد و از غیبت و دروغ و تهمت و از نگاه کردن به نامحرم نیز بپرهیزد، روزه داری در این ماه از درگاه خداوند فیض کامل را می برد که تمامل اعمال خود را به خوبی انجام دهد نه اینکه صرفاً از سحر تا افطار خود را گرسنه و تشنه نگهدار و آنگاه هر حرفی و هر رفتار ناشایستی انجام دهد و بعد ادعای روزه داری و بنده خالص بودن نیز کند از جمله اموری که در ماه مبارک رمضان به آن سفارش شده است، افطاری دادن روزه دار و دستگیری از فقیران است.

هنگامی که روزه الهی برای عبادت ما گسترانده شده است، ما نیز باید از این سفره توشه ی برای آخرت خود برداریم، پیامبر می فرمایند" در ماه خدا رمضان با برکت و رحمت و بخشش به شمار روی آورده است".

نوشته شده توسط : مسافر | جمعه بیست و سوم شهریور 1386 | 18:5 | لينک ثابت | موضوع: |

ماه شعبان  

ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«
شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر
ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.
هنگامی که
ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:" هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد."
بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال
ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در
ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین و امام علی بن الحسین و امام مهدی و حضرت ابوالفضل علیهم السلام است.

منابع: هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279

 

نوشته شده توسط : مسافر | پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 | 22:24 | لينک ثابت | موضوع: |

میلاد با سعادت امام حسین مبارک  

نوشته شده توسط : مسافر | پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 | 19:15 | لينک ثابت | موضوع: |