ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند، (1)سوره قلم
|
|
چند جمله با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …
گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم … گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی … گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. ------------ --------- --------- -- ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. ------------ --------- --------- -- گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) :: نوشته شده توسط : مسافر | دوشنبه یکم مهر 1387 | 10:51 | لينک ثابت | موضوع: |
دعاهای ماه رمضان دعای روز اول
خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران . دعای روز دوم خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم . دعای روز سوم خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان . دعای روز چهارم خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم . دعای روز پنجم خدایا مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده ، به حق لطف و رأفتت ای مهربانترین مهربانان عالم . دعای روز ششم خدایا مرا در این روز به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز وبه ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان ، به حق احسان ونعمتهای بیشمار تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان . دعای روز هفتم خدایا مرا در این روز به روزه و اقامه نماز یاری کن و از لغزشها و گناهان دور ساز وذکر دائم که تمام روز به یاد تو باشم نصیبم فرما ، به حق توفیق بخشی خود ای رهنمای گمراهان عالم . دعای روز هشتم خداوندا در این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما ، به حق انعامت ای پناه آرزومندان عالم . دعای روز نهم ای خدا مرا نصیبی کامل از رحمت واسطه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایت فرما و پیشانی مرا بگیر و به سوی رضا وخشنودی که جامع هر نعمت است سوق ده ، به حق دوستی ومحبتت ای آرزوی مشتاقان . دعای روز دهم خداوندا مرا در این روز از آنان که در تمام امور بر تو توکل کنند ونزد تو فوز وسعادت یابند واز مقربان درگاه تو باشند قرار ده ، به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان . دعای روز یازدهم خداوندا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من وفسق ومعاصی را ناپسند من قرار ده ودر این روز خشم وآتش قهرت را به من حرام گردان به یاری خود ای فریاد رس فریاد رسان . دعای روز دوازدهم خدایا در این روز مرا به زیور ستر وعفت نفس بیارای وبه جامه قناعت وکفاف بپوشان وبه کار عدل وانصاف بدار واز هر چه ترسانم مرا ایمن ساز به نگهبانی خود ای نگهدار وعصمت بخش خدا ترسان عالم . دعای روز سیزدهم خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان . دعای روز چهاردهم خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما وعذر خبط وخطایم بپذیر ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام . دعای روز پانزدهم خدایا در این روز طاعت بندگان خاشع وخاضع نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما ، به حق امام بخشی خود ای ایمنی دلهای ترسان . دعای روز شانزدهم خدایا در این روز مرا به موافقت " اعمال وافکار" نیکان عالم موفق بدار واز رفاقت اشرار جهان دور گردان و مرا در این بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده , به حقّ الهّیت ومعبودیت ای خدای عالمیان. دعای روز هفدهم ای خدا مرا در ای روز به اعمال صالحه راهنمایی کن وحاجتها و آرزوهایم را بر آورده ساز ای کسی که نیازمند به شرح وسئوال بندگان نیستی, ای خدایی که ناگفته به حاجات وبه سرائر خلق آگاهی بر محمد و آل اطهار او درود فرست. دعای روز هیجدهم دعای روز نوزدهم خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان وراهم را به سوی خیراتش سهل وآسان ساز واز حسنات مقبول آن مرا محروم مسازای راهنمای به سوی دین حق وحقیقت آشکار. دعای روز بیستم خداوندا در این روز درهای بهشتها را به روی من بگشا ودرهای آتش دوزخ را ببند مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما ، ای فروز آورنده وقار وسکینه بر دلهای اهل ایمان. دعای روز بیست ویکم خداوندا در این روز مرا به سوی رضا وخشنودی خود راهنمایی کن وشیطان را بر من مسلط مگردان وبهشت را منزل ومقامم قرار ده, ای برآورنده حاجات معرفت ومشتاقان حق وحقیقت. دعای روز بیست ودوم خداوندا در این روز درهای فضل وکرمت را به روی من بگشا و برمن برکاتت را نازل فرما وبر موجبات رضا وخشنودیت موفقم بدار ودر وسط بهشتهایت مرا مسکن ده, ای پذیرنده دعالی پریشانان. دعای روز بیست وسوم خدایا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب پاک ساز ودلم را در آزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش, ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران. دعای روز بیست وچهارم خدایا در این روز از تو درخواست می کنم آنچه را که رضای تو در اوست, وبه تو پناه می برم از آنچه تو را پسند است, و از تو توفیق می خواهم که دراین روز به فرمان تو باشم وهیچ نافرمانی نکنم, ای عطا بخش سئوال کنندگان. دعای روز بیست وپنجم خداوندا مرا در این روز محب دوستانت ودشمن دشمنانت قرار ده ودر راه روش به طریقه وسنت خاتم پیعمبرانت بدار ای عصمت بخش دلهای پیعمبران. دعای روز بیست وششم ای خدا در این روز سعیم را در راه طاعتت بپذیر وجزای خیر عطا فرما وگناهم را در این روز ببخش و عملم را مقبول وعیبم را مستور گردان, ای بهترین شنوای صدای خلق. دعای روز بیست وهفتم خداوندا در این روز فضیلت لیلة القدر را نصیب من گردان وتمام امور وکارهای مشکل را آسان کن وعذرهایم را بپذیر ورز وگناهم را محو ونابود ساز ای روف ومهربان در حق صالحان. دعای روز بیست وهشتم ای خدا دراین روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسیله مرابین وسایل واسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز ای خدایی که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت. دعای روز بیست ونهم خدایا در این روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان وهم توقیق وحفظ از گناهان روزی فرما ودلم را از تاریکیهای مشکوک واوهام پاک دار ای مهربان بر بندگان مومنت . دعای روز سی ام خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سید ما محمد وآل اطهارش وستایش خدای را که پروردگار عالمیان است. خانواده سبز نوشته شده توسط : مسافر | یکشنبه هفدهم شهریور 1387 | 0:48 | لينک ثابت | موضوع: |
پند و ارزهای لقمان حکیم به پسرش بسیار پر معنی فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن
برایشان دشوار است ؛ نداشته باش که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و در نتیجه تنها و بی مونس می مانی و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی . · از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد . · در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد . · به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند . · اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده . · هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود کرده ای زیرا دشمن را نسبت به خودت کار ساز کرده ای . · به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد و برای رضای خدا . · اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی . · اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن . · هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است . · هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند . · فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند . در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ). تالیف : علامه مجلسی نوشته شده توسط : مسافر | سه شنبه یکم مرداد 1387 | 16:54 | لينک ثابت | موضوع: |
گنجینه های ماه رجب فصل بندگی از راه رسید. شاید بشه گفت یکی از مهمترین مراقبههای ماه مبارک رجب به یاد داشتن یه حدیث شریفه که حتما حتما بخونیدش و بیاد داشته باشیمش.
سید بن طاوس در كتاب اقبال صفحه 628 این حدیث رو از قول رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل كرده که ایشان فرمودند: ان الله تبارک و تعالی نصب فی السماء السابعة ملکا یقال له الداعی؛ خداوند متعال در آسمان هفتم ملکی را قرار دادهاند که به او داعی (ندا دهنده) گفته میشود، فاذا دخل شهر رجب؛ وقتی که ماه رجب وارد میشود، ینادی ذالک الملک؛ این ملک ندا میدهد، کل لیله الی الصباح؛ هر شب تا صبح، طوبی للذاکرین؛ خوش به حال آنان که در ذکرند، طوبی للطائعین؛ خوش به حال اطاعت کنندگان فرمان الهی، و یقول الله تعالی؛ و خود خداوند متعال می فرماید، انا جلیس من جالسنی؛ من همنشین آن کسی هستم که همنشین من است، و مطیع من اطاعنی؛ و من مطیع و فرمان بردار کسی هستم که مطیع و فرمان بردار من است، و غافر من استغفرنی؛ و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب بخشش کند، الشهر شهری؛ ماه ماهِ من است، و العبد عبدی؛ و بنده، بندۀ من است، والرحمة رحمتی؛و بخشایش هم بخشایشِ من است، فمن دعانی فی هذا الشهر؛ پس هر کس مرا در این ماه بخواند، اجبته؛ پاسخش را میهم، و من سألنی؛ و کسی که از من چیزی بخواهد، اعطیته؛ به او عطا میكنم، و من استهدانی؛ وکسی که از من هدایت بخواهد، هدیته؛ هدایتش میكنم، و جلعت هذاالشهر حبلا بینی و بین عبادی؛ و این ماه را ریسمان اتصالی بین خودم و بندگانم قرار دادم، فمن اعتصم به وصل الی؛ پس هر کس به آن دست یازد به من متصل میشود. فصل بارش رحمت خداشروع شده الهی که همه غرق بشیم.آمین نوشته شده توسط : مسافر | پنجشنبه بیستم تیر 1387 | 13:15 | لينک ثابت | موضوع: |
چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟ چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟
آنچه باید برای ما مهم باشد ، اصل استجابت دعا ها است و دیر یا زود آن مهم نیست ، زیرا گاهی مصلحت اقتضا می کند که دعا دیتر اجابت شود ؛ زیرا خداوند از خیر و صلاح ما آگاه تر است . پىنوشتها: نوشته شده توسط : مسافر | جمعه چهاردهم تیر 1387 | 17:29 | لينک ثابت | موضوع: |
در چه شرایطی دعا حتما مستجاب می شود. قبل از توضيح سؤال، به طور گذرا به معناى دعا و ضرورت آن از نظر قرآن، اشاره مىشود. مسألهى ضرورت و انجام دعا نه تنها در دين اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلكه در اديان انبياى گذشته و نزد پيامبران سلف نيز مسألهى دعا يك امر حتمى بوده و پيشوايان الهى اين مطلب را به مردم گفته و آموختهاند، افزون بر اين خودشان در موارد متعددى دعا كردهاند، كه از جملهى آن موارد دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام و استجابت آن است كه در سورهى ابراهيم عليه السلام، آيهى 37 ذكر گرديده است،[1] و نيز دعاى حضرت موسى عليه السلام[2] و پيامبران ديگر بيان شده است. خداوند در آيات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آيات "بقره، 186" و آيهى "غافر، 60".
جهت مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد... نوشته شده توسط : مسافر | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 | 21:58 | لينک ثابت | موضوع: |
ارکان دعا و اجابت الهی اركان دعا از اين قرار است: 1-اعتقاد و توجه به ربوبيتخدا 2- احساس نياز3- اعتقاد به اجابت الهى.
در اين زمينه مباحثبسيارى وجود دارد همچون آداب و شرايط زمان و مكان دعا و غير آن كه با ظرفيت محدودمجله مجال بحث در همه آن موارد نيست و در اين نوشتار پيرامون آنچه خداوند در اين خصوص به عهده گرفته و آن «اجابت دعا» استبه گفتگو مىنشينيم. اصل اجابت بر اساس وعده الهى هرگاه از بندهاى دعا به وقوع بپيوندد اصل اجابت هم از طرف خداوند اجتنابناپذير است. موضوعى كه برخى نسبتبه آن دچار اشتباه شدهاند، قياس اجابت انسانها با اجابتخداست زيرا معمولا هرگاه انسانى از انسان ديگرى خواستهاى داشته باشد - اگر در توانش باشد - همان چيزى را كه او درخواست كرده استبدون تاخير و فوت وقت - بدون اينكه در اين زمينه به مصالح مختلف احاطه داشته يا آن را در نظر بگيرد - عملى مىكند. و همين محدوديت انديشه بشرى ذهن او را عادت داده است كه اجابت الهى را نيز در همين دائره ارزيابى كند و خارج از آن را بىتوجهى خداوند نسبتبه خود دانسته و اجابت نداند. و گاهى نيز تا آنجا در اين اشتباه پيش مىرود كه در وعده الهى به ترديد افتاده و در فهم آن دچار اشكال مىشود. در صورتى كه موضوع اجابت در مورد خدا با آنچه بين بندگان او مطرح است، تفاوت بسيار دارد. او براى استجابت دعاى بنده خود، با احاطهاى كه به تمامى مصالح و مفاسد امور دارد با توجه به رحمت عام و نيز لطف ويژهاش نسبتبه سائلان، آنچه به صلاح آنان بداند عملى مىكند. به عنوان مثال مريضى را در نظر بگيريد كه به شدت تشنه است و پى در پى به آه و ناله و اصرار تقاضاى آب مىكند، در همين حال اگر يكى از بستگان او كه از وضع او بىخبر استبا او ملاقات كند بديهى است اولين كارى كه براى او انجام خواهد داد سيراب كردن اوست در حالى كه ممكن استبا همين آب دادن، حيات او را نيز در معرض خطر قرار دهد. در صورتى كه اگر دكتر معالج او در اين وضع او را ببيند با احاطهاى كه به مرض و نوع آن دارد و آب را براى چنين مريضى خطرناك مىداند، تن به اين خواسته نخواهد داد و يا حداقل آن را براى مدت معينى به تاخير خواهد انداخت. و اگر ممكن باشد از راه ديگرى براى تخفيف تشنگى او اقدام خواهد كرد. اين بىتوجهى به تقاضاى مريض نيستبلكه خود عين اجابتبا در نظر گرفتن مصلحت اوست. خداوند متعال نيز، هرگاه دعايى - با توجه به اركان آن - از بندهاش ابراز شود، قطعا بدان پاسخ خواهد داد، ولى اينكه شخص «دعاكننده» اجابت دعاى خود را در به اجرا درآوردن مو به موى خواسته خود از سوى خدا بداند انديشهاى غلط، انتظارى بيجا و از باب قياس خالق به خلق است. انواع اجابت اجابت الهى با توجه به مجموعه مصالح و مفاسد تحقق مىپذيرد و بديهى است چنين كارى صورتهاى مختلف دارد كه در هر خواستهاى با توجه به اوضاع و مناسبات خاص آن، به صورت ويژهاى جلوه مىكند كه به برخى از آنها مىپردازيم. البته آنچه اينجا بدان مىپردازيم به غير از نوع روشن و رايج آن است كه برآمدن حاجت دائمى به همان صورت مطلوب اوست. 1- جلب رحمت از نتايجبسيار مهم دعا جلب توجه و عنايت ويژه الهى است كه سراسر زندگى و لحظه لحظه عمر دعاكننده را فرا مىگيرد. بر طبق آيات قرآن كريم، خداوند بزرگ رساندن رحمت را به بندگان، بر خود مقرر فرموده و مقصود از آفرينش آنان را نيز همين امر، اعلام كرده است ولى بهرهمندى از آن را به تقاضا و درخواستآنهااز خودمنوطدانستهاست. شخص «دعاكننده» نبايد در كار دعا تنها به برآمدن حاجتخود قناعت ورزد تا اگر محقق نشد دست از طلب بردارد بلكه بايد با نظرى بلند و در افقى بسيار وسيعتر و فراتر از برخى خواستههاى محدود بدين عمل دستيازد. البته خواستههاى كوچك را هم بايد از خدا خواست. بلكه بنا به روايتى از امام صادق(ع) تمامى امور از كوچك و بزرگ را بايد از او طلب كرد زيرا همان كسى كه صاحب اختيار كارهاى بزرگ است، سررشته كارهاى كوچك را نيز در دستخود دارد. ولى سخن اين است كه همواره بايد امور محدود و جزيى را در پرتو عنايت كلى الهى خواست و به وسيله دعا عنايت و توجه عام و رضايتخداوند را به سوى خود جلب كرد. قرآن مجيد از قول حضرت ابراهيم(ع) خطاب به مشركان عصر خود اينچنين مىفرمايد: «واعتز لكم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربى عسى الا اكون بدعاء ربى شقيا» من از شما و آنچه مىپرستيد كناره مىگيرم و پروردگار خود را مىخوانم بدين اميد كه به وسيله اين كار - رحمتخدا را در همه حال به سوى خود جلب كنم و در پيشگاه او - محروم و مطرود نباشم. امام صادق(ع) از نبى اكرم(ص) نقل مىكند كه آن حضرت فرمودند: «رحم الله عبدا طلب من الله عز و جل حاجة فالح فى الدعاء استجيب له ام لم يستجيب له، و تلا هذه الآية ...» سايه رحمت الهى بر سر آن بندهاى باد كه حاجتخويش را از خدا بخواهد و در آن اصرار بورزد خواه آن خواستهاش محقق شود و خواه عملى نگردد. آنگاه حضرت همين آيه را به عنوان شاهد كلام خود ذكر فرمود. باز در حديث ديگرى حضرت صادق(ع) فرمودند: ان الله عز و جل يقول: من شغل بذكرى عن مسالتى اعطيته افضل ما اعطى من سالنى. خداى متعال مىفرمايد: كسى كه به ياد من مشغول شود و از عرض حاجتخود باز ماند - با جلب رحمتخود به سوى او - بهترين عطاياى خويش را كه بهسائلان مىدهم بدو نيزخواهمبخشيد. و نيز همان حضرت فرمودند: «هيچ بندهاى دستخود را به سوى خدا نگشود مگر اينكه خداوند بزرگ از اين كه آن دست را خالى برگرداند حيا مىكند و از رحمتخود آنچه بخواهد بدو عنايت مىكند. پس هرگاه كسى از شما دستبه دعا برداشت آن را بر سر و صورت خود بكشاند.» بنابراين بهترين و سودمندترين پاسخ الهى به بنده نيايشگر خود سرازير كردن رحمتبىپايان خويش به سوى اوست و از باب اينكه: «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست» در پرتو آن تمامى مشكلات مادى و معنوى رو به سامان خواهد گذاشت و هيچ دعايى از مؤمن، خالى از اين بهره گرانسنگ نخواهد بود، چه دعاگر حاجت مورد نظر خود را نيز بگيرد يا به مصالحى بدان دست نيابد. http://tebb.blogfa.com/cat-41.aspx نوشته شده توسط : مسافر | چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 | 21:57 | لينک ثابت | موضوع: |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر در آن هنگام كه آسمان ( كرات آسمانى) شكافته شود، (1) و تسليم فرمان پروردگارش شود -و سزاوار است چنين باشد- (2) و در آن هنگام كه زمين گسترده شود، (3) و آنچه در درون دارد بيرون افكنده و خالى شود، (4) و تسليم فرمان پروردگارش گردد -و شايسته است كه چنين باشد- (5) اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد! (6) پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، (7) بزودى حساب آسانى براى او مىشود، (8) و خوشحال به اهل و خانوادهاش بازمىگردد. (9) و اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، (10) بزودى فرياد مىزند واى بر من كه هلاك شدم! (11) و در شعلههاى سوزان آتش مىسوزد. (12) چرا كه او در ميان خانوادهاش پيوسته (از كفر و گناه خود) مسرور بود! (13) او گمان مىكرد هرگز بازگشت نمىكند! (14) آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت كرد)! (15) سوگند به شفق، (16) و سوگند به شب و آنچه را جمعآورى مىكند، (17) و سوگند به ماه آنگاه كه بدر كامل مىشود، (18) كه همه شما پيوسسته از حالى به حال ديگر منتقل مىشويد (تا به كمال برسيد). (19) پس چرا آنان ايمان نمىآورند؟! (20) و هنگامى كه قرآن بر آنها خوانده مىشود سجده نمىكنند؟! (21) بلكه كافران پيوسته آيات الهى را انكار مىكنند! (22) و خداوند آنچه را در دل پنهان مىدارند بخوبى مىداند! (23) پس آنها را به عذابى دردناك بشارت ده! (24) مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، كه براى آنان پاداشى است قطعنشدنى! (25) نوشته شده توسط : مسافر | چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 | 20:44 | لينک ثابت | موضوع: |
ای قلم سوزلرین د اثر یخ ای قلم سوزلرین د اثر یخ نوشته شده توسط : مسافر | یکشنبه بیست و سوم دی 1386 | 22:39 | لينک ثابت | موضوع: |
پنجاه صفت از مومن در کلام امام صادق (ع) پنجاه صفت از مومن در کلام امام صادق (ع) :«ابو سليمان حلواني» از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود:
صفت مومن نيرومندي است در دين، و احتياط است در نرمش، و ايمان است در باور و يقين، و حرص و علاقه شديد در فهم و فقه، و نشاط و جديّت در هدايت، و نيكي در پايداري و استقامت، و چشم پوشي و خودداري هنگام شهوت و هوس، و دانش در حلم و بردباري، و شكرگزاري در مدارا، و بخشندگي در حقّ، و ميانه روي در غني و بي نيازي، و آراستگي در فقر و بي چيزي، و گذشت در نيرومندي، و طاعت و بندگي در خيرخواهي، و پارسائي در خواهش و ميل، و رغبت شديد در جهاد، و نماز در گرفتاري، و شكيبائي در سختي، و در سختي ها بامتانت، و در ناخوشايندي ها شكيبا، و در رفاه و خوشي ها شكرگزار است؛ غيبت نمي كند، و تكبّر نمي ورزد، و تعدّي و تجاوز نمي نمايد و اگر بر او تعدّي و ستمي شود شكيبائي مي كند، و از خويشاوند نمي بُرد، و سست و ضعيف، و سخت دل و خشن و بدخُلق نيست، نگاهش از كنترل او خارج نمي شود، و شكمش او را به رسوائي نمي كشاند، و عورتش بر او چيره نمي گردد، و به مردم حسد نمي ورزد، و سستي نمي كند، و تبذير و تلف و اسراف و زياده روي نمي نمايد، بلكه ميانه روي مي كند، و به ستمديده ياري و به مستمندان مهرباني مي نمايد، نَفسش از او در زحمت و مردم از او در راحت هستند، در جاه دنيا رغبت و از رنج آن بي تابي نمي كند؛ مردم كاري و مهمّي دارند (دنيا) كه به آن روي آورده اند و او مهّم ديگري دارد (دين و آخرت) كه او را به خود مشغول ساخته است؛ در حلم و بردباريش نقصاني و در راي و انديشه اش سستي و در دينش تباهي ديده نمي شود؛ كسي را كه با او مشورت نمايد راهنمائي مي كند، و هركس را كه به او كمك كند ياري مي نمايد، از باطل و فحش و جهالت مي ترسد و مي گريزد؛ و اينهاست صفت مومن. از كتاب نصايح آيت الله مشكيني نوشته شده توسط : مسافر | دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | 22:54 | لينک ثابت | موضوع: |
امام صادق: 1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید. «مرحومه علامه نهاوندی» فرموده است: نوشته شده توسط : مسافر | شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | 23:26 | لينک ثابت | موضوع: |
لطف حق دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من بما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من اگر گم کرده ای ایدل کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من اگر درها برویت بسته شد دل برمکن بازآ در این خانه دق الباب کُن واکردنش با من به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی طلب کن آنچه میخواهی مهیّا کردنش با من بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را بیاور نیک وبد را جمع و منها کردنش با من چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن غم فردا مخور تأمین فردا کردنش با من بقرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان بخوان این آیه را تفسیرو معنا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من نوشته شده توسط : مسافر | شنبه نوزدهم آبان 1386 | 11:44 | لينک ثابت | موضوع: |
آیه های بسیار زیبا از سوره اسرا و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو! (23)
و بالهاى تواضع خويش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همانگونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» (24) پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است; (اگر لغزشى در اين زمينه داشتيد) هر گاه صالح باشيد (و جبران كنيد) او بازگشتكنندگان را مىبخشد. (25) و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26) چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27) و هرگاه از آنان ( مستمندان) روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28) هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى! (29) به يقين، پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد، گشاده يا تنگ مىدارد; او نسبت به بندگانش، آگاه و بيناست. (30) و فرزندانتان را از ترس فقر، نكشيد! ما آنها و شما را روزى مىدهيم; مسلما كشتن آنها گناه بزرگى است! (31) و نزديك زنا نشويد، كه كار بسيار زشت، و بد راهى است! (32) و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم; اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است! (33) و به مال يتيم، جز به بهترين راه نزديك نشويد، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا كنيد، كه از عهد سؤال مىشود! (34) و هنگامى كه پيمانه مىكنيد، حق پيمانه را ادا نماييد، و با ترازوى درست وزن كنيد! اين براى شما بهتر، و عاقبتش نيكوتر است. (35) از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (36) و روى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمىتوانى زمين را بشكافى، و طول قامتت هرگز به كوهها نمىرسد! (37) همه اينها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است. (38) اين (احكام)، از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى فرستاده; و هرگز معبودى با خدا قرار مده، كه در جهنم افكنده مىشوى، در حالى كه سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهى بود! (39) آيا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانى از فرشتگان برگزيده است؟! شما سخن بزرگ (و بسيار زشتى) مىگوييد! (40) ما در اين قرآن، انواع بيانات مؤثر را آورديم تا متذكر شوند! ولى (گروهى از كوردلان،) جز بر نفرتشان نمىافزايد. (41) بگو: «اگر آنچنان كه آنها مىگويند با او خدايانى بود، در اين صورت، (خدايان) سعى مىكردند راهى به سوى (خداوند) صاحب عرش پيدا كنند.» (42) او پاك و برتر است از آنچه آنها مىگويند، بسيار برتر و منزهتر! (43) آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مىگويند; و هر موجودى، تسبيح و حمد او مىگويد; ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد; او بردبار و آمرزنده است. (44) و هنگامى كه قرآن مىخوانى، ميان تو و آنها كه به آخرت ايمان نمىآورند، حجاب ناپيدايى قرارمىدهيم; (45) نوشته شده توسط : مسافر | دوشنبه هفتم آبان 1386 | 19:16 | لينک ثابت | موضوع: |
عید سعید فطر بر همگان مبارک. نوشته شده توسط : مسافر | شنبه بیست و یکم مهر 1386 | 12:55 | لينک ثابت | موضوع: |
جايگاه و اهميت شب قدر چنان كه درك شب قدر، كاري مشكل است، بيان جايگاه و «قدر» شب قدر عملي است دشوار كه تنها راه يافتگان به آن شب عزيز ميتوانند واقعيت و حقيقت آن را بيان دارند؛ چرا كه قرآن به پيامبر خدا فرمود: «و تو چه داني شب قدر چيست؟»
در وصف آن همين بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلي بر قدر و منزلت اين شب افزوده است، از جمله:
1- نزول قرآننزول جامعترين، كاملترين و ماندگارترين كتاب الهي بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود ميگويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبي از شبهاي آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آيه ديگر بيان ميكند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستي، آن [قرآن] را در شبي پر بركت نازل كرديم.» و اين شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقيقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آورديم.» پس بايد گفت نزول قرآن در چنين شبي بر عظمت آن ميافزايد. اين نكته را هم اضافه كنيم كه اين نزول، نزول دفعي است بر قلب رسول گرامي اسلام، نه نزول تدريجي كه آغاز آن با آغاز بعثت يعني بيست و هفتم رجب همراه است.
2- تقدير اموردر نامگذاري شب قدر بيانهاي مختلفي وارد شده است: برخي آن را به معناي شبي با عظمت و بزرگ «لَيْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفتهاند؛ چرا كه قدر در قرآن به معناي منزلت و بزرگي خداوند آمده، در آيهاي ميخوانيم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.» «قدر» به معناي تقدير و اندازهگيري و تنظيم است. اين معني را هم لغت تأييد ميكند و هم قرآن و روايات. راغب اصفهاني ميگويد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ اَيْ لَيْلَةٌ قَيَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر يعني شبي كه (خداوند) براي [تنظيم و تعيين] امور مخصوصي آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كريم ميفرمايد: در آن شب «يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ» (7) «هر كاري بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعيين و تنظيم) ميگردد.» در بحارالانوار روايتي آمده كه: «هر كس در شب قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را ميبخشد.» و امام صادق عليه السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ (8)؛ « تقدير امور و سرنوشتها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا آن در شب بيست و سوم صورت ميگيرد.» و امام رضا عليه السلام فرمود: «... يُقَدَّرُ فيها ما يَكُونُ في السَّنَةِ مِنْ خَيْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّيَتْ لَيْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع ميشود، تقدير و اندازهگيري ميشود، از نيكي و بدي و سود و زيان و روزي و مرگ. به همين جهت نيز شب قدر شب اندازهگيري ناميده شده است.» و طبق روايات فراواني (10) سرنوشت افراد براي سال بعد، مانند: رزق و روزي، مرگ و ميرها، خوشي و ناخوشيها، حج رفتن و حوادث ديگر زندگي، بر اساس استعدادها و لياقتها، رقم ميخورد، و اين تقدير حكيمانه هم، در انسان هيچ گونه «اجبار» و «سلب اختياري» به وجود نميآورد. ميتوان بين تمام اقوال اين گونه جمع كرد كه در اين شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسماني، تقديرات يك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان عليهالسلام عرضه ميشود. ![]() 3- سند امامتشب قدر بزرگترين سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روايات فراواني، وجود شب قدر را در هر زمان دليل لزوم امامت و بقاي آن دانسته اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهلبيت عليهمالسلام شمرده شده است كه به برخي روايات اشاره ميشود: از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: علي عليهالسلام زياد ميفرمود: هيچ گاه تيمي و عدوي (ابوبكر و عمر) خدمت پيامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گريه ميخواند، سپس آن دو عرض ميكردند چقدر رقّت شما نسبت به اين سوره شديد است. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمود: به جهت آنچه چشمم ديده و دلم فهميده است و به جهت آنچه دل اين شخص [يعني علي عليهالسلام ] پس از من خواهد ديد. آن دو ميگفتند: مگر شما چه ديدهاي و او چه ميبيند؟ رسول اكرم فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نميماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.» فرمود: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله براي آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر كاري نازل ميشوند.» آنگاه ميفرمود: آيا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند ميفرمايد، چيزي باقي خواهد ماند؟ ميگفتند: نه. سپس حضرت ميفرمود: آيا ميدانيد آن كسي كه هر امري بر او نازل ميشود كيست؟ ميگفتند: تو هستي اي رسول خدا! آنگاه ميفرمود: بله ولي آيا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ ميگفتند: بله. ميفرمود: آيا [در شبهاي قدر] بعد از من هم آن امر نازل ميشود؟ ميگفتند: بله. سپس ميفرمود: بر چه كسي؟ ميگفتند: نميدانيم. سپس آن حضرت از سر من (علي) ميگرفت (و دست را روي سر من قرار ميداد) و ميفرمود: اگر نميدانيد بدانيد، آن شخص پس از من اين مرد است. فرمود: پس آن گاه آن دو نفر هميشه اينگونه بودند كه شب قدر را بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به سبب هراسي كه بر دل آن دو ميافتاد، ميشناختند.» (11) و در جاي ديگر علي عليه السلام فرمود: «به حقيقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل ميشود و به راستي براي آن امر صاحبان امري است. عرضه شد آنان چه كساني هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبي اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (12)؛ من و يازده امام از نسل من كه همه اماماني محدَّث ميباشند ( ملائكه را نميبينند ولي صداي آنها را ميشنوند). » و در برخي روايات آمده كه خود ولايت علي عليه السلام و ائمه عليهمالسلام جزء تقديرات آن شب است (13) و دستور دادهاند كه با مخالفان براي اثبات امامت و بقاي آن و زنده بودن مهدي عليه السلام به شب قدر استدلال كنيد.(14) آري، بقاي شب قدر دليل محكمي است بر بقاي امامت و بقاي امامت اقتضا ميكند حيات و زنده بودن مهدي عليه السلام را و حيات مهدي عليه السلام نشانه حيات مذهب پيشتاز و هميشه در صحنه تشيّع است. لذا اسلام اصيل و قرآن تا ابد زنده است. ![]() از اينجا روشن شد كه شب قدر، يعني شب ولايت و امامت (15) و معناي رواياتي كه شب قدر را به فاطمه زهرا عليه االسلام تفسير نموده (16) است، روشن شد كه حقيقت شب قدر امامت و ولايت است و حقيقت ولايت و امامت زهراي مرضيه عليهااالسلام است. امام صادق عليه السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ ؛ « تقدير امور و سرنوشتها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا آن در شب بيست و سوم صورت ميگيرد.» 4- بخشش گناهانيكي ديگر از ويژگيهاي شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصيان و مجرمان است، لذا بايد تلاش نمود تا اين فيض عظماي الهي شامل حال انسان شود. واي به حال انساني كه در شب قدر مورد غفران الهي قرار نگيرد؛ چنان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمود: «كسي كه شب قدر را درك كند، پس بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خويش) دور ميسازد.» (17) و در جاي ديگر فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نميماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.» (18) لذا بايد تلاش مضاعف نمود تا غفران الهي در اين شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمود: «كسي كه در شب قدر به پاخيزد (و آن شب را) از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص بيدار باشد) گناهان گذشتهاش بخشوده ميشود.» (19) در بحارالانوار در ذيل اين روايت اضافه شده: «هر كس در شب قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را ميبخشد.» (20) نوشته شده توسط : مسافر | یکشنبه هشتم مهر 1386 | 21:55 | لينک ثابت | موضوع: |
استجابت دعا چه وقت هایی برای دعا کردن مناسب است امام صادق (ع) فرمودند: سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است ۱.بعد از نماز واجب ۲.هنگام آمدن باران ۳.هنگام ظاهر شدن آیه و نشانه ء معجزه ای از طرف خدا برای بندگان خود شرایط دعا کردن اول: اعتراف به گناهان دوم: شکر نعمت ها سوم: صلوات بر محمد و آل محمد چهارم: دعا کردن و حاجت خواستن پنجم: صلوات بر محمد و آل محمد دعا کردن سه حالت دارد که به هر حالتی که باشد برای بنده اجر معنوی دارد حالت اول : آن که صلاح بنده در آن هست و به او می رسد و مشروط به دعا نیست و در این صورت ثمره دعا در تقرب بنده است به خدا. حالت دوم : آن که صلاح بنده در آن هست و رسیدن به آن مشروط به دعا کردن است و در این صورت ثمره ء دعا دو چیز است یکی رسیدن به مطلب و دیگر تقرب به خدا. حالت سوم : آن که صلاح بنده در آن نیست و به آن نمی رسد و در این صورت ثمره دعا دو چیز است یکی تقرب به خدا دوم عوض آن که در دنیا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا می شود. دعا را شرایطی است : اول : خواستن و طلب
هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی که جست
هر که جویا شد بیابد عاقبت
مایهاش درد است و اصل مرحمت
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا پستی است آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
« امن یجیب المضطرإذا دعاه و یکشف السوء »" (نمل ، 62) آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ ) دوم :ایمان و اعتماد به استجابتشرط دیگر دعا ایمان و یقین است ، ایمان به رحمت بی منتهای ذات احدیت ، ایمان به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست ، ایمان داشته باشد که در رحمت الهی هیچگاه به روی بندهای بسته نمی شود ، نقص و قصور همه از ناحیه بنده است . در حدیث است : « إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 ) یعنی آنگاه که دعا میکنی حاجت خود را دم در آماده فرض کن . علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج میزند و آن حضرت در سحر ماه مبارک رمضان میخوانده است اینچنین به خدای خود میگوید : " « اللهمإنی أجد سبل المطالبإلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضعإجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهفإلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحلإلیک قریب المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعای شریف ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده میشود) . یعنی بار الها ! من جادههای طلب را به سوی تو باز وصاف ، و آبشخورهای امید به تو را مالامال میبینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده میبینم ، و به یقین میدانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران میکند . و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست بندگان است که حجاب دیده آنها میگردد . سوم : مخالف نبودن با سنن تکوین و تشریع
|
|