تبليغاتX
اینجا بهشته
ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم! (16)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم انسانند اعمال او را دريافت مى‏دارند; (17)

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام ماموريت (و ضبط آن) است! (18)

و سرانجام، سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ بحق فرامى‏رسد (و به انسان گفته مى‏شود:) اين همان چيزى است كه تو از آن مى‏گريختى! (19)

و در «صور» دميده مى‏شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناك است! (20)

هر انسانى وارد محشر مى‏گردد در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است! (21)

(به او خطاب مى‏شود:) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملا تيزبين است! (22)

فرشته همنشين او مى‏گويد: «اين نامه اعمال اوست كه نزد من حاضر و آماده است!» (23)

(خداوند فرمان مى‏دهد:) هر كافر متكبر لجوج را در جهنم افكنيد! (24)

آن كسى كه به شدت مانع خير و متجاوز و در شك و ترديد است (حتى ديگران را به ترديد مى افكند); (25)

همان كسى كه معبود ديگرى با خدا قرار داده، (آرى) او را در عذاب شديد بيفكنيد! (26)

و همنشينش (از شياطين) مى‏گويد: «پروردگارا! من او را به طغيان وانداشتم، لكن او خود در گمراهى دور و درازى بود!» (27)

(خداوند) مى‏گويد: «نزد من جدال و مخاصمه نكنيد; من پيشتر به شما هشدار داده‏ام (و اتمام حجت كرده‏ام)! (28)

سخن من تغيير ناپذير است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم كرد!» (29)

(به خاطر بياوريد) روزى را كه به جهنم مى‏گوييم: «آيا پر شده‏اى؟» و او مى‏گويد: «آيا افزون بر اين هم هست؟!» (30)

(در آن روز) بهشت را به پرهيزگاران نزديك مى‏كنند، و فاصله‏اى از آنان ندارد! (31)

اين چيزى است كه به شما وعده داده مى‏شود، و براى كسانى است كه بسوى خدا بازمى‏گردند و پيمانها و احكام او را حفظ مى‏كنند، (32)

آن كس كه از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پرانابه در محضر او حاضر شود! (33)

(به آنان گفته مى‏شود:) بسلامت وارد بهشت شويد، امروز روز جاودانگى است! (34)

هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بيشترى است (كه به فكر هيچ كس نمى‏رسد)! (35)

چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم، اقوامى كه از آنان قويتر بودند و شهرها (و كشورها) را گشودند; آيا راه فرارى (از عذاب الهى) وجود دارد! (36)

در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش دل فرادهد در حالى كه حاضر باشد! (37)

ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز ( شش دوران) آفريديم، و هيچ گونه رنج و سختى به ما نرسيد! (با اين حال چگونه زنده‏كردن مردگان براى ما مشكل است؟!) (38)

در برابر آنچه آنها مى‏گويند شكيبا باش، و پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور، (39)

و در بخشى از شب او را تسبيح كن، و بعد از سجده‏ها! (40)

و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزديك ندا مى‏دهد، (41)

روزى كه همگان صيحه رستاخيز را بحق مى‏شنوند; آن روز، روز خروج (از قبرها) است! (42)

ماييم كه زنده مى‏كنيم و مى‏ميرانيم، و بازگشت تنها بسوى ماست! (43)

روزى كه زمين به سرعت از روى آنها شكافته مى‏شود و (از قبرها) خارج مى‏گردند; و اين جمع كردن براى ما آسان است! (44)

ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، و تو مامور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى; پس بوسيله قرآن، كسانى را كه از عذاب من مى‏ترسند متذكر ساز (وظيفه تو همين است)! (45)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:38  توسط مسافر  | 
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد! (6)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند; و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند; و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد; و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! (11)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است! (12)

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است! (13)

عربهاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم‏» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمى‏كند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» (14)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:35  توسط مسافر  | 

عوامل استجابت دعا

 

مقدمه: دعا چيست؟
ـ دعا كليدي است كه با آن گنجينة بخشايش الهي را مي‌توان گشود.
ـ دعا وسيله قرب الي الله و مغز عبادت الهي است.
ـ دعا زنگ در رحمت رحيميّه خداوند، و سبب ريزش بركات الهي است.
ـ دعا ره توشة سالكان طريق وصال، و شعار عاشقان قبلة جمال دوست است.
ـ دعا سير شهودي و كشف وجودي اهل كمال و بهترين رابطه انسان با خداي متعال است.
ـ دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و ولوج به ملكوت عزّت است.
ـ دعا ياد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوي گفتن و شيرين زباني كردن است.
ـ دل بي‌دعا بهاء ندارد، و دل بي‌بهاء، بهاء ندارد.[1]
پس با توجه به اين ارزش و منزلت دعا است كه در متون ديني درباره آن اصرار فراوان شد. خداي سبحان فرمود: «قل ما يعبؤبكم ربّي لولا دعاؤكم»؛[2] يعني بگو اگردعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي‌كند. و در برخي روايات آمده: هر عمل عبادي اندازه و حدّي خاص دارد، مثلاً نماز در شبانه‌روز پنج مرتبه تعيين شده، روزه يك ماه رمضان، و حج يك بار در عمر، زكات نصاب خاصي دارد و مانند آن، امّا براي دعا حدّي معين نشده.[3]
جلوه‌اي از اسرار استجابت دعا
يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين مسائل درباره دعا، اسرار اجابت آن است، يعني چه طور و چگونه ممكن است با دعا جلو وقوع يك حادثه ناگوار گرفته مي‌شود و يا خواسته مورد علاقه ونياز يك فرد برآورده مي‌گردد؟
گرچه اين بحث نيازمند طرح مسايل فراوان است، امّا به اندازه ظرفيت مقاله به چند نكته اشاره مي‌شود:
نكته اول: حكيم ژرف‌انديش بوعلي سينا به نكته ظريفي درباره سرّ استجابت دعا اشاره نموده، مي‌گويد: «نسبت دعا و تضرّع به خواست و استدعا نسبت تفكر و انديشه به درك يك مسأله علمي است».[4] از توضيحي كه در ادامه اين كلام بوعلي آمده معلوم مي‌شود كه به نظر ايشان همان طور كه با تفكر وانديشيدن زمينة افاضه صور علمي از مبادي عاليه (مثلاً عقل فعّال) براي نفس انساني پديد مي‌آيد آن گاه علم و معرفت براي انسان حاصل مي‌شود. با دعا و تضرّع در پيشگاه الهي انسان مستعد مي‌شود كه صورت سلامتي و صحت و يا صور ديگر به انسان افاضه شود، ‌پس دعا زمينه‌ساز افاضه الهي براي برآورده شدن خواست‌هاي انسان است. بنابراين گرچه خداوند «دائم الفيض علي البريّة» است. امّا زمينه پذيرش و دريافت فيض بايد در قابل فراهم شود و دعا نقش زمينه‌سازي براي پذيرش فيض دائمي الهي را دارد.
نكته دوم: برخي از بزرگان در تحليل اسرار استجابت دعا حقايق ارزشمندي را عنوان كرده‌اند كه در فرازي از اين سخنان آمده است: دعا و ذكر و حضور و مراقبت در ذات انسان بلكه در بيرون از ذاتش آثار عجيب و غريبي دارد، چنان كه اگر كسي به طور پيوسته و مستمر فكر و توجه خود را به عالم قدس و جبروت معطوف نمايد،‌انوار حقايق بر او اشراق مي‌شود، و آن كسي كه مصاحب با ملكوتيان را اختيار كند، صاحب عزم و همت و اراده مي‌شود و با توجه و ذكر و دعا به اخلاق ملكوتيان و اوصاف عقول قدسي متصف گرديده و صاحب رتبة ولايت تكويني مي‌شود كه مي‌تواند در همه چيز تصرف كند. پس استجابت دعا امري برخلاف سيره و سنّت الهي نيست، بلكه يكي از علل و اسباب تحوّل و تبدّل در عالم است.[5]
پرتويي از شرايط اجابت دعا
براي استجابت دعا و برآورده‌شدن خواست انسان به وسيله دعا، شرايط متعدد و مختلف در روايات مطرح شده كه در اين جا به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي‌شود:
1. يكي از شرايط مؤثر در اجابت دعا آن است كه انسان در همه حال اهل دعا و مناجات با خدا باشد، امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: جدّم مي‌فرمود: در دعا پيش‌دستي كنيد (پيش از آن كه گرفتار شويد دعا كنيد) زيرا چون بنده‌اي بسيار دعا كند و بلائي به او برسد و دنبالش دعا كند، گفته شود: صداي آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پيش‌آمد ناگوار دعا نمايد، بدو گفته شود: تاكنون كجا بودي؟[6]
2. يكي از شرايط استجابت دعا طهارت و پاكي انسان از هرگونه آلودگي ظاهري و باطني است،[7] لذا گفته‌اند: شرط بسيار مهم تأثير اذكار و ادعيه و اوراد و نظائر آنها، طهارت انسان است كه صرف لقلقة زبان سودي نبخشد، بلكه مبادا موجب قساوت و دوري هم بشود، زيرا كه ذكر عاري از فكر است يعني قلب بي‌حضور است و قلب بي‌حضور چراغ بي‌نور است و شخص بي‌نور از ادراك حقايق دور است و مَثَل ذكر بي‌حضور مثَل كوري است كه در دست او مشعل نور است.[8]
3. از شرايط مؤثر ديگر كه در روايات فراوان مطرح شده صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ ، قبل از دعا و بعد از دعا است، به گونه‌اي كه دعا در لفّافة صلوات قرار گيرد. اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در كلام دل‌انگيزي دراين باره فرمود: هر گاه از خداي سبحان درخواستي داري، ابتدا بر پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زيرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده، يكي را برآورده و ديگري را باز دارد.[9]
4. مسأله ديگر كه در اجابت دعا مؤثر است و در روايات بر آن اصرار شده، دعاي دسته‌جمعي است، امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: هر گاه پيش‌آمدي پدرم را غمناك مي‌كرد، زنان و كودكان را جمع مي‌كرد، سپس دعا مي‌نمود و آنها آمين مي‌گفتند.[10] و هم چنين فرمود: هيچگاه چهارنفر با هم اجتماع نكرده‌اند كه براي مطلبي به درگاه خدا دعا كند، جز اين كه با اجابت آن دعا از هم جدا شده‌اند.[11]
يكي از بزرگان اهل معنا در اين باره گفته است: به طور اصل كلّي نفوس مجتمع متحد را اثر يك نفس كليّ الهي قوي است، و يكي از فضيلت‌هاي نماز جماعت و حلقة ذكر و مجتمع دعا اين است كه هر انساني يك صفت يا بيشتر از اوصاف خوب و كمالات انساني را دارد و به فرض اگر يك انسان كامل باشد تا چه اندازة واسطة نزول بركات خواهد بود، انسان‌هاي گرد آمده در صلوات و ذكر دعا، كانّ يك انسان كامل و يا ظلّ و مثال او را تشكيل مي‌دهند كه آن مجتمع نزول بركات خواهد بود.[12]
برخي از موانع اجابت دعا
گرچه بر اساس روايات هيچ دست نيازمندي، وقتي به سوي خداوند دراز شود، خالي بر نمي‌گردد و به گفته بعضي از بزرگان لااقل يكي از فوايد دعا اصلاح جوهر نفس ناطقه و زبان استعداد است كه در سايه دعا و تقرّب به خدا نصيب انسان مي‌شود.[13] امّا اگر حاجتي موردنظر باشد و با دعا حاصل نشود، سبب عدم اجابت را انسان بايد در اعمال و كارهايش جستجو نمايد، ‌چون پيش‌آمدها و حوادث و يا عدم پذيرش دعاهاي انسان بدون ارتباط با عمل انسان نيست، گرچه به گفته برخي بزرگان در بعضي از موارد نسبت بين عمل و جزاء انسان ممكن است درك كند و يا بعضي موارد را به طور اندك آگاهي پيدا كند، امّا در بسياري از موارد از درك ارتباط عمل با حوادث نظير عدم استجابت دعا انسان عاجز است.[14] امّا ارتباط قطعي ميان آنها برقرار است، لذا در دعاي كميل در اين زمينه آمده: «اللهم اغفرلي الذنوب التي تغيّر النعم، اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعاء،‌اللهم اغفرلي الذنوب التي تنزل البلاء»؛ خدايا بيامرز برايم گناهاني كه دگرگون مي‌سازد، نعمت‌ها را، خدايا بيامرز برايم گناهاني كه از اجابت دعا جلوگيري مي‌كند، خدا بيامرز گناهاني را كه سبب نزول حوادث ناگوار مي‌شود.
و هم چنين در برخي روايات آمده: «الذنوب التي تردّ الدعا و تظلم الهواء عقوق الوالدين»؛[15] گناهاني كه سبب رد شدن دعا و باعث تشويش فكر مي‌شود عاق والدين (نارضايتي پدر و مادر) است.
خلاصه اينكه ادب اقتضا مي‌كند كه در محضر خداوند متعال آداب و شرايط ظاهري و باطني دعاكردن را رعايت كنيم و اگر با مراعات عوامل مؤثر در استجابت دعا، دعايمان مستجاب نشد، گذشته از مصلحت‌ها و حكمت‌هاي الهي، حق اين است كه علت مهم و اساسي را در خودمان جويا شويم چرا كه در اكثر اوقات گناه و معصيت، ايجاد حجاب نموده و مانع استجابت دعا مي‌گردد كه اين گناهان در قالب‌هاي مختلف بوده و آثار منفي و مخرّب خود را همواره به دنبال دارند.


[1] . علامه حسن زاده آملي، رسالة نور علي نور در ذكر و ذاكر و مذكور‌، ص 9، نشر تشيع، چ 2، سال 1371 ش.
[2] . فرقان، 77.
[3] . اصول كافي، ج 4، كتاب الدعا، ص 257، نشر بنياد رسالت.
[4] . ابن سينا، ‌الهيات شفاء، مقاله عاشر، فصل اول، ص 438، نشر مكتبه آيت الله مرعشي نجفي، قم، 1404 ق.
[5] . حسن زاده آملي، رساله ذكر،‌ذاكر و مذكور، ص 101، نشر انتشارات تشيع، سال 1371 ش.
[6] . اصول كافي، ج 4، كتاب دعا، باب التقدم في الدعا، ص 220، نشر بنياد رسالت با ترجمه جواد مصطفوي.
[7] . حسن زاده آملي، رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم، ص 42، نشر فجر، سال 1362 ش.
[8] . حسن زاده آملي، رساله ذكر،‌ذاكر و مذكور، فصل 6، ص 62، نشر انتشارات تشيع، سال 1371 ش.
[9] . نهج البلاغه، حكمت، 361، ترجمه محمد دشتي.
[10] . اصول كافي، ج 4، كتاب دعا باب اجتماع في دعا، ص 241، نشر بنياد رسالت، با ترجمه جواد مصطفوي.
[11] . همان.
[12] . حسن زاده آملي، رساله نور علي نور، ص 107، انتشارات تشيع، سال 1371 ش.
[13] . همان، ص 111.
[14] . همان، ص 100، 102.
[15] . اصول كافي، ج 2، كتاب ايمان و كفر، باب 197 (في تفسير الذنوب)، ص 421، نشر دار التعارف للمطبوعات، بيروت، سال 1413 ش.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:53  توسط مسافر  | 
شخصی از امیرالمومنین علی(ع) سوال کرد که خداوند در قرآن می فرماید:"ادعونی استجب لکم".(مرا بخوانید،دعا کنید،تا دعایتان را مستجاب کنم). اما دعای ما مستجاب نمی شود؟!!

حضرت فرمود علتش در هشت مورد است:

1)این که خدا را شناختید، ولی حقش را بجا نیاوردید، ازاین رو آن شناخت به درد شما نخورد.

2)به پیغمبر خدا ایمان آوردید ولی با دستورات او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟

3)قرآن را خواندید ولی به آن عمل نکردید و گفتید: قرآن را به گوش و دل میپذیریم ، اما به مخالفت با آن برخاستید.

4)گفتید ما از آتش جهنم میترسیم در عین حال با گناهان و معاصی به سوی جهنم می روید.

5)گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات کارهایی انجام می دهید که شمارا از بهشت دور می سازد. پس علاقه و شوق شما به بهشت کجاست؟

6)نعمت خدارا خوردید ولی سپاسگذلری نکردید.

7)خداوند شمارا به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: "شیطان دشمن شماست، پس شما او را دشمن بدارید". به زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل به دوستی او برخاستید.

8)عیبهای مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود بی خبر ماندید(نادیده گرفتید) و درنتیجه کسی را سرزنش می کنید که خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید.

با این وضع چه دعایی از شما مستجاب می شود؟ در صورتی که شما درهای دعا و راه های آن را بسته اید. پس از خدا بترسید و عملهایتان را اصلاح کنید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید تا خداوند دعاهایتان را مستجاب کند.
(از کتاب بحارالانوار)

همچنین ایشان در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به حضرت مجتبی (ع) در خصوص تاخیر در اجابت دعا می فرماید:

گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخوَاست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود.
گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شوی، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید.
یا به جهت اعطا بهتر از آنچه خواستی، دعا به اجابت نمی رسد؛ زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود.


+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:44  توسط مسافر  | 

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

نيكي (تنها) اين نيست (كه به هنگام نماز) صورت خود را به سوي مشرق و مغرب كنيد (و تمام گفتگوي شما از مساءله قبله و تغيير قبله باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكي (و نيكوكار) كساني هستند كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران ايمان آورده‏اند، و مال (خود) را با علاقهاي كه به آن دارند به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مي‏كنند، نماز را بر پا ميدارند، و زكات را مي‏پردازند و به عهد خود به هنگامي كه عهد بستند وفا مي‏كنند، در برابر محروميتها و بيماريها، و در ميدان جنگ استقامت به خرج مي‏دهند، اينها كساني هستند كه راست مي‏گويند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است و اينها هستند پرهيزگاران.

سوره بقره آیه 177

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:27  توسط مسافر  | 
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …


گفتی: فانی قریب


.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.





گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …


گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال


.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!


گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم


.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

------------ --------- --------- --



گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …


گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه


.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟


گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده


.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب


.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟


گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا


.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.



------------ --------- --------- --





گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟


گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله


.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.









گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم


گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین


.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.



------------ --------- --------- --





ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


گفتی: الیس الله بکاف عبده


.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.



------------ --------- --------- --



گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟


گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم

من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش

بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .

خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:51  توسط مسافر  | 
دعای روز اول

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .

دعای روز دوم

خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

دعای روز سوم

خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان .

دعای روز چهارم

خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم .

دعای روز پنجم

خدایا مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان صالح مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده ، به حق لطف و رأفتت ای مهربانترین مهربانان عالم .

دعای روز ششم

خدایا مرا در این روز به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز وبه ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان ، به حق احسان ونعمتهای بیشمار تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان .

دعای روز هفتم

خدایا مرا در این روز به روزه و اقامه نماز یاری کن و از لغزشها و گناهان دور ساز وذکر دائم که تمام روز به یاد تو باشم نصیبم فرما ، به حق توفیق بخشی خود ای رهنمای گمراهان عالم .

دعای روز هشتم

خداوندا در این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما ، به حق انعامت ای پناه آرزومندان عالم .

دعای روز نهم

ای خدا مرا نصیبی کامل از رحمت واسطه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایت فرما و پیشانی مرا بگیر و به سوی رضا وخشنودی که جامع هر نعمت است سوق ده ، به حق دوستی ومحبتت ای آرزوی مشتاقان .

دعای روز دهم

خداوندا مرا در این روز از آنان که در تمام امور بر تو توکل کنند ونزد تو فوز وسعادت یابند واز مقربان درگاه تو باشند قرار ده ، به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان .

دعای روز یازدهم

خداوندا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من وفسق ومعاصی را ناپسند من قرار ده ودر این روز خشم وآتش قهرت را به من حرام گردان به یاری خود ای فریاد رس فریاد رسان .

دعای روز دوازدهم

خدایا در این روز مرا به زیور ستر وعفت نفس بیارای وبه جامه قناعت وکفاف بپوشان وبه کار عدل وانصاف بدار واز هر چه ترسانم مرا ایمن ساز به نگهبانی خود ای نگهدار وعصمت بخش خدا ترسان عالم .

دعای روز سیزدهم

خدایا در این روز مرا از پلیدی وکثافات هوای نفس وگناهان پاک ساز وبر حوادث خیر وشر وقضا ، قدرت صبر وتحمل عطا کن وبر تقوی وپرهیزگاری ومصاحبت نیکوکاران عالم موفق دار ، به یاری خود ای مایه شادی واطمینان خاطر مسکینان .

دعای روز چهاردهم

خدایا در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما وعذر خبط وخطایم بپذیر ومرا هدف تیرهای وآفتهای عالم قرارر مده به حق عزت وجلالت اب عزت بخش اهل اسلام .

دعای روز پانزدهم

خدایا در این روز طاعت بندگان خاشع وخاضع نصیب من گردان و شرح صدر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما ، به حق امام بخشی خود ای ایمنی دلهای ترسان .

دعای روز شانزدهم

خدایا در این روز مرا به موافقت " اعمال وافکار" نیکان عالم موفق بدار واز رفاقت اشرار جهان دور گردان و مرا در این بهشت دارالقرار به رحمتت منزل ده , به حقّ الهّیت ومعبودیت ای خدای عالمیان.

دعای روز هفدهم

ای خدا مرا در ای روز به اعمال صالحه راهنمایی کن وحاجتها و آرزوهایم را بر آورده ساز ای کسی که نیازمند به شرح وسئوال بندگان نیستی, ای خدایی که ناگفته به حاجات وبه سرائر خلق آگاهی بر محمد و آل اطهار او درود فرست.

دعای روز هیجدهم
خداوندا مرا در این روز برای برکات سحرها بیدار ومتنبه ساز ودلم را به روشنی انوار سحر منوّر گردان و تمام اعضاء وجوارهم را برای آثار وبرکات این روز مسخّر فرما به حق نور جمال خود ای روشنی بخش دلها عارفان .

دعای روز نوزدهم

خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان وراهم را به سوی خیراتش سهل وآسان ساز واز حسنات مقبول آن مرا محروم مسازای راهنمای به سوی دین حق وحقیقت آشکار.

دعای روز بیستم

خداوندا در این روز درهای بهشتها را به روی من بگشا ودرهای آتش دوزخ را ببند مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما ، ای فروز آورنده وقار وسکینه بر دلهای اهل ایمان.

دعای روز بیست ویکم

خداوندا در این روز مرا به سوی رضا وخشنودی خود راهنمایی کن وشیطان را بر من مسلط مگردان وبهشت را منزل ومقامم قرار ده, ای برآورنده حاجات معرفت ومشتاقان حق وحقیقت.

دعای روز بیست ودوم

خداوندا در این روز درهای فضل وکرمت را به روی من بگشا و برمن برکاتت را نازل فرما وبر موجبات رضا وخشنودیت موفقم بدار ودر وسط بهشتهایت مرا مسکن ده, ای پذیرنده دعالی پریشانان.

دعای روز بیست وسوم

خدایا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب پاک ساز ودلم را در آزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش, ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران.

دعای روز بیست وچهارم

خدایا در این روز از تو درخواست می کنم آنچه را که رضای تو در اوست, وبه تو پناه می برم از آنچه تو را پسند است, و از تو توفیق می خواهم که دراین روز به فرمان تو باشم وهیچ نافرمانی نکنم, ای عطا بخش سئوال کنندگان.

دعای روز بیست وپنجم

خداوندا مرا در این روز محب دوستانت ودشمن دشمنانت قرار ده ودر راه روش به طریقه وسنت خاتم پیعمبرانت بدار ای عصمت بخش دلهای پیعمبران.

دعای روز بیست وششم

ای خدا در این روز سعیم را در راه طاعتت بپذیر وجزای خیر عطا فرما وگناهم را در این روز ببخش و عملم را مقبول وعیبم را مستور گردان, ای بهترین شنوای صدای خلق.

دعای روز بیست وهفتم

خداوندا در این روز فضیلت لیلة القدر را نصیب من گردان وتمام امور وکارهای مشکل را آسان کن وعذرهایم را بپذیر ورز وگناهم را محو ونابود ساز ای روف ومهربان در حق صالحان.

دعای روز بیست وهشتم

ای خدا دراین روز به اعمال نافله ومستحبات مرا بهره وافرا عطا فرما وبه حاضر و آماده ساختن مسائل درحقم کرم فرما و وسیله مرابین وسایل واسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز ای خدایی که سماجت والحاح بندگان ترا (از کار لطف وبخشش) باز نخواهد داشت.

دعای روز بیست ونهم

خدایا در این روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان وهم توقیق وحفظ از گناهان روزی فرما ودلم را از تاریکیهای مشکوک واوهام پاک دار ای مهربان بر بندگان مومنت .

دعای روز سی ام

خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سید ما محمد وآل اطهارش وستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.



التماس دعا

خانواده سبز


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 0:48  توسط مسافر  | 
فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن

برایشان دشوار است ؛ نداشته باش که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و

در نتیجه تنها و بی مونس می مانی و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی .

· از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد .

· در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد .

· به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .

· اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده .

· هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود

کرده ای زیرا دشمن را نسبت به خودت کار ساز کرده ای .

· به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد و برای رضای خدا .

· اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی .

· اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن .

· هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است .

· هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند .

· فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند .


در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ).

تالیف : علامه مجلسی



+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:54  توسط مسافر  | 
فصل بندگی از راه رسید. شاید بشه گفت یکی از مهمترین مراقبه‌های ماه مبارک رجب به یاد داشتن یه حدیث شریفه که حتما حتما بخونیدش و بیاد داشته باشیمش.

سید بن طاوس در كتاب اقبال صفحه 628 این حدیث رو از قول رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل كرده که ایشان فرمودند:

ان الله تبارک و تعالی نصب فی السماء السابعة ملکا یقال له الداعی؛

خداوند متعال در آسمان هفتم ملکی را قرار داده‌اند که به او داعی (ندا دهنده) گفته می‌شود،

فاذا دخل شهر رجب؛ وقتی که ماه رجب وارد می‌شود،

ینادی ذالک الملک؛ این ملک ندا می‌دهد،

کل لیله الی الصباح؛ هر شب تا صبح،

طوبی للذاکرین؛ خوش به حال آنان که در ذکرند،

طوبی للطائعین؛ خوش به حال اطاعت کنندگان فرمان الهی،

و یقول الله تعالی؛ و خود خداوند متعال می فرماید،

انا جلیس من جالسنی؛ من همنشین آن کسی هستم که همنشین من است،

و مطیع من اطاعنی؛ و من مطیع و فرمان بردار کسی هستم که مطیع و فرمان بردار من است،

و غافر من استغفرنی؛ و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب بخشش کند،

الشهر شهری؛ ماه ماهِ من است،

و العبد عبدی؛ و بنده، بندۀ من است،

والرحمة رحمتی؛و بخشایش هم بخشایشِ من است،

فمن دعانی فی هذا الشهر؛ پس هر کس مرا در این ماه بخواند،

اجبته؛ پاسخش را می‌هم،

و من سألنی؛ و کسی که از من چیزی بخواهد،

اعطیته؛ به او عطا می‌كنم،

و من استهدانی؛ وکسی که از من هدایت بخواهد،

هدیته؛ هدایتش می‌كنم،

و جلعت هذاالشهر حبلا بینی و بین عبادی؛ و این ماه را ریسمان اتصالی بین خودم و بندگانم قرار دادم،

فمن اعتصم به وصل الی؛ پس هر کس به آن دست یازد به من متصل می‌شود.

فصل بارش رحمت خداشروع شده الهی که همه غرق بشیم.آمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:15  توسط مسافر  | 
چگونه دعا کنیم که دعایمان زودتر مستجاب شود؟

آنچه باید برای ما مهم باشد ، اصل استجابت دعا ها است و دیر یا زود آن مهم نیست ، زیرا گاهی مصلحت اقتضا می کند که دعا دیتر اجابت شود ؛ زیرا خداوند از خیر و صلاح ما آگاه تر است .
استجابت دعا دارای شرایط و نیز موانعى است. پیش از بیان آن، مفهوم دعا و مقدمه‏اى را متذکر مى‏شویم:
مفهوم دعا: دعا به معنى «خواندن» است، خواندنى که به صورت نیایش و سرود و ستایش، یا خواستن و طلب و درخواست مَدَد و نصرت و یاورى.
مقدمه:
انسان مرتبط با خدا مى‏کوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتى با کسى آشنا شدى و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمى او به شمار آمدى، در هنگام نیاز به خانه‏اش مى‏روى. شرط دوستى را به جا مى‏آوری و میثاق و محبت را استوار مى‏سازی. او نیزدر را باز مى‏کند و شما را در اندرون پذیرایى می‌نماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد.
براى استجابت دعا نیز باید شرایطى را مهیا نمود و موانعى را برطرف ساخت. در ذیل به برخى از شرایط و موانع اشاره مى‏شود:
الف) شرایط استجابت دعا.
1 - ارتباط مداوم با خدا در هر حال:
خداوند به پیامبرش دستور مى‏دهد که «نفس خویش را در کمال شکیبایى در هر بامداد و شامگاه به دعا کردن و جلب خشنودى خدا وادار کن».(1)
قرآن کسانى را که فقط در هنگام گرفتارى و مشکلات دعا مى‏کنند، مورد نکوهش قرار داده است: «وقتى به انسان گرفتارى و غمى روى مى‏آورد، ما را در هر حال (خواب و بیدارى، نشسته و ایستاده) بخواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم، برود (و از ارتباط خود با خدا از جهت کمیت و کیفیت بکاهد و گاهى قطع نماید، به گونه‏اى که) گویى اصلاً ما را براى گرفتارى که به او رسیده بود، نخوانده است!».(2)
امام صادق (ع) مى‏فرماید: «کسى که پیش‏دستى در دعا نکند و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد، دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم». در روایت دیگرى آمده که «به او مى‏گویند: تا امروز کجا بودى؟!».(3)
در اصول کافى آمده که خداوند به حضرت داوود(ع) فرمود: «مرا در روزهاى خوش و آسایش یاد کن تا من دعاى تو را در روزهاى گرفتارى و سختى اجابت کنم».(4)
2 - دعا باید از صمیم قلب باشد.
تمام ذرات وجود انسان یک چیزى را بخواهد و طلب کند و دل و زیانش با عمل و رفتارش هماهنگ باشد.
3 - اعتماد به خدا و اطمینان به اجابت او:
امام صادق(ع) فرمود: «خدا دعایى را که از دل غافل و بى خبر برخیزد، مستجاب نمى‏کند پس وقتى دعا کنى، از عمق دل به او روى آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش».(5)
4 - قطع امید از غیر خدا و امید و اطمینان به خداوند.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه یکى از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست مى‏کند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدى جز به درگاه خدا نداشته باشد».(6) او به نقطه‏اى از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرت‏ها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.
پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد.
5 - دعا باید در کنار تلاش و تدبیر باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الداعى بلا عمل کالرامى بلا وتر؛ کسى که دعا مى‏کند و به دنبال آن تلاش و عمل نمى‏کند، مانند آن است که بى چله کمان تیر مى‏اندازد».(7)
دعا نمى‏تواند جاى تلاش و برنامه ریزى در زندگى را بگیرد، بلکه مکمل آن مى‏تواند باشد.
6 - دعا باید با حالت تضرع و دلى شکسته باشد.
امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه دلتان شکست، دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود، شکسته نمى‏شود».(8)
7 - مکان دعا در استجابت تأثیر دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (ع) مخصوصاً حرم امام حسین(ع) و کنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهیم(ع) و کنار حجرالاسود.
8 - زمان دعا: دعاى پنهانى و در تاریکى شب زودتر به اجابت مى‏رسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع خوانده مى‏شود.(9)
قرآن مى‏فرماید: «پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانى و خفا بخوانید».
دعا در شب‏هاى ماه رمضان و رجب و دهه اول ذى‏الحجه و غیر آن دعا را به اجابت نزدیک مى‏کند.
9 - توسل به چهارده معصوم(ع) و آن‏ها را بر پایه آیه شریفه «وابتغوا الیه الوسیله» وسیله و شفیع قرار دادن.
10 - غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.»(10)
به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار مى‏گیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید، و به بیراهه نرود. نشانى راه دعا را ذکر خواهیم کرد.
ب) موانع استجابت دعا
امام على(ع) مى‏فرماید: «المعصیة تمنع الاجابة؛(11) گناه مانع اجابت دعا است».
گناهان سه نوع تأثیر منفى در دعا مى‏گذارند:
1 - لذت دعا و مناجات را سلب مى‏کنند.
انسان دعا مى‏کند، اما لذت نمى‏برد و رقت قلب پیدا نمى‏کند.
2 - مانع استجابت دعا مى‏شوند.
3 - توفیق دعا کردن یا شرکت نمودن در مجالس دعا را از انسان سلب مى‏کنند.
برخى از گناهان در عدم اجابت دعا تأثیر بیشتر دارند که در ذیل به نمونه‏اى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم.
امام سجاد(ع) فرمود: «گناهانى که مانع استجابت دعا مى‏شوند، عبارتند از: بددلى و سوءظن به مؤمنان و کارهاى آنان؛ طینت و درونى ناپاک داشتن؛ نفاق و دورویى با برادران و خواهران ایمانى؛ عدم اطمینان به اجابت دعا؛ تأخیر نمازهاى واجب (و نخواندن آن در اول وقت فضیلت) آن که وقت آن بگذرد؛ بدزبانى و فحاشى و اهانت کردن؛ نزدیک نشدن به خدا به وسیله صدقه و کارهاى نیک». (12)
نیز فرمود: «از جمله گناهانى که مانع استجابت دعا مى‏گردد، نافرمانى و رنجاندن خاطر پدر و مادر است».(13)
در برخى از روایات، بداخلاقى سبب باز گرداندن دعا معرفى شده است.
علل عدم اجابت دعاها از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)
مردى به حضرت عرض کرد: خداوند مى‏فرماید: «ادعونى استجب لکم» پس چرا ما دعا مى‏کنیم، ولى اجابت نمى‏شود، حضرت فرمود: چون دل‏هاى شما در هشت مورد خیانت و بى وفایى کرد:
1 - خدا را شناختید، ولى حقش را آن گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2 - به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولى در عمل با سنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟
3 - کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولى در عمل با آن مخالفت کردید.
4 - گفتید ما از آتش دوزخ مى‏ترسیم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم مى‏روید.
5 - گفتید ما به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولى کارهایى انجام مى‏دهید که شما را از بهشت دور مى‏سازد.
6 - نعمت‏هاى خدا را استفاده مى‏کنید، ولى شکر و سپاس گزارى نمى‏کند.
7 - خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، شما نیز او را دشمن گیرید.(14) شما به زبان او را لعن مى‏کنید، ولى در عمل با او دوستى مى‏نمایید و از او اطاعت مى‏کنید.
8 - عیب‏هاى مردم را برابر دیدگان‏تان قرار دادید و عیب‏هاى خود را پشت سرانداختید، در نتیجه کسى را ملامت مى‏کنید که خود به ملامت سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایى از شما مستجاب گردد، در صورتى که شما راه‏ها و درهاى دعا را به روى خود بسته‏اید؟!
«پس تقوا پیشه کنید؛ کارهایتان را اصلاح کنید؛ امر به معروف و نهى از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.(15)
راه دعا از دیدگاه امام صادق(ع)
شخصى خدمت امام صادق(ع) عرض کرد: دو آیه در قرآن است که تأویل و معناى آن را نمى‏دانم. یکى «ادعونى استجب لکم» است، که ما هر چه دعا مى‏کنیم، اجابت نمى‏شود. حضرت فرمود: «من سر عدم اجابت دعایتان را به شما مى‏گویم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت کنى و آن گاه او را بخوانى، دعایت را اجابت مى‏کند، ولى تو با (دستورهاى) او مخالفت کرده، نافرمانى‏اش مى‏کنى. او نیز اجابت نمى‏کند. با این حال، اگر خدا را از راهش بخوانى - اگر چه گناهکار باشى - خدا دعایت را مستجاب مى‏کند».
آن شخص پرسید: راه دعا چیست؟ فرمود: «نماز (16) که خواندى، ابتدا تمجید کرده، او را به بزرگى مى‏ستایى و به هر نحو که مى‏توانى، حمد و ستایش مى‏کنى، سپس بر پیامبر(ص) و آلش درود مى‏فرستى و به تبلیغ رسالتش گواهى مى‏دهى، و بر ائمه هدى سلام مى‏دهى، آن گاه نعمت‏هاى خدا را بر خود مى‏شمارى و او را به خاطر آن‏ها ستایش و شکر مى‏کنى. بعد به گناهان خود یکایک اعتراف مى‏کنى و هر کدام را که به یاددارى، اقرار مى‏نمایى. هر کدام را به خاطر ندارى، به طور سربسته به زبان مى‏آورى و از همه گناهان به درگاه خدا توبه مى‏کنى و تصمیم مى‏گیرى که دیگر گناه نکنى و از روى پشیمانى و صدق نیت و خلوص، و در بیم و امید از آن‏ها
استغفار و طلب آمرزش مى‏کنى، سپس مى‏گویى: «اللهم انى أعتذر الیک من ذنوبى و استغفرک و أتوب الیک فأعنى على طاعتک و وفّقنى لما اوجبت علىّ من کل ما یرضیک فانى لم أر أحداً بلغ شیئاً من طاعتک الا بنعمتک علیه قبل طاعتک، فأنعم علىّ بنعمة أنال به رضوانک و الجنةَ. بعد از رعایت این مراتب، حاجت خود را بخواه، که امیدوارم خدا ناامیدت نکند و حاجتت را برآورد».(17)
چند تذکر:
1 - گاهى با وجود تمام شرایط دعا، دعا مستجاب نمى‏شود، چون به مصلحت ما نیست، یعنى چیزى را طلب مى‏کنیم که به سود ما نیست، اگر چه مى‏پنداریم به نفع ما و خیر است.(18)
2 - گاهى دعا مستجاب مى‏شود، ولى از روى مصالحى تحقق عملى آن به تأخیر مى‏افتد، حتى ممکن است تا بیست سال طول بکشد تا محقق گردد.
3 - در روایت است خداوند وقتى بنده‏اى را دوست داشته باشد، اجابت دعاى او را به تأخیر مى‏اندازد تا بنده‏اش با او راز و نیاز گوید.
از این رو مؤمنان ثابت قدم هیچ گاه از تکرار دعا مأیوس نمى‏شوند، بلکه مى‏گویند:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید.
4- گاهی اجابت دعاها در آخرت به صورت پاداش نمایان می شود و در دنیا خواسته اش بنابر مصالحی داده نمی شود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی شود. امام صادق(ع) می فرماید: «روز قیامت خداوند متعال می فرماید: ای بندة من!‌ تو مرا خواندی و من اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی شد، برای آن ثواب و پاداش نیک که می بیند».(5)
از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد.
امام سجاد(ع) می فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او در آخرت ذخیره می گردد ، یا در دنیا برآورده می شود ، یا بلایی را که می خواست به او برسد،‌ از وی می گرداند».(6)
علاوه بر مطالب یاد شده، همیشه به این نکته توجه داشته باشید که نماز و روزه و دعا و غیره، مطلوبیت ذاتی دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ویژه خواسته های دنیوی نیست، بلکه خود دعا و مناجات با خدا،‌ صرف نظر از اجابت یا عدم اجابت، ارزش دارد و به اصطلاح طلب مهم تر از مطلوب است.(7)

پى‏نوشت‏ها:

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:29  توسط مسافر  | 
قبل از توضيح سؤال، به طور گذرا به معناى دعا و ضرورت آن از نظر قرآن، اشاره مى‏شود. مسأله‏ى ضرورت و انجام دعا نه تنها در دين اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلكه در اديان انبياى گذشته و نزد پيامبران سلف نيز مسأله‏ى دعا يك امر حتمى بوده و پيشوايان الهى اين مطلب را به مردم گفته و آموخته‏اند، افزون بر اين خودشان در موارد متعددى دعا كرده‏اند، كه از جمله‏ى آن موارد دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام و استجابت آن است كه در سوره‏ى ابراهيم عليه السلام، آيه‏ى 37 ذكر گرديده است،[1] و نيز دعاى حضرت موسى عليه السلام[2] و پيامبران ديگر بيان شده است. خداوند در آيات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آيات "بقره، 186" و آيه‏ى "غافر، 60".


معناى لغوى و اصطلاحى "دعا": "دعا" به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است، و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است.[3]


دعا در اصطلاح، خواستن حاجت از خداى متعال است. واژه‏ى دعا و ديگر مشتقات آن در قرآن مجيد تقريباً در 13 معنا به كار رفته است كه از جمله‏ى آنها، خواندن، دعا كردن، خواستن از خداوند، ندا دادن، صدا زدن، دعوت كردن به چيزى يا به سوى كسى، استغاثه و يارى خواستن؛ عبادت كردن و... مى‏باشد.[4]


از برخى آيات و نيز روايات اسلامى استفاده مى‏شود كه دعا نوعى عبادت و پرستش خداست. افزون بر اين، در برخى تعابير روايى آمده است كه "الدّعا مخّ العبادة"، از اين رو دعا نيز مانند ديگر عبادات داراى شرايط مثبت و منفى مى‏باشد، به سخن ديگر، براى آنكه دعا به طور صحيح و كامل انجام شود و مورد تقرّب و استجابت قرار گيرد بايد دعا كننده شرايطى و آدابى را تحصيل كند و از موانعى دورى و اجتناب نمايد. توجه به اين مسأله است كه علت عدم استجابت برخى دعاها روشن مى‏شود، چرا كه خداوند، حكيم و عليم است و تمام كارهاى او از روى حكمت و مصلحت مى‏باشد و قبولى دعا نيز وابسته‏ى به مصلحت است و وعده‏ى قبول نيز مشروط به مصلحت خواهد بود. اگر شخص كريمى اعلام نمايد كه هر كس از من چيزى بخواهد عطا خواهم كرد و شخصى بيايد و چيزى كه براى او ضرر دارد، بلكه هلاكت او را در پى دارد طلب نمايد به خيال اينكه براى او نافع است، در چنين وضعيتى، عطا نكردن مناسب‏تر است براى آن شخص كريم. بلكه عطا كردن، جور و ظلم است. و اكثر خواهش‏هاى بندگان موجب نقص و ضرر ايشان است در حاليكه خودشان نمى‏دانند.[5]



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:58  توسط مسافر  | 
ب
ب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 0:2  توسط مسافر  | 
 اركان دعا از اين قرار است: 1-اعتقاد و توجه به ربوبيت‏خدا 2- احساس نياز3- اعتقاد به اجابت الهى.

در اين زمينه مباحث‏بسيارى وجود دارد همچون آداب و شرايط زمان و مكان دعا و غير آن كه با ظرفيت محدودمجله مجال بحث در همه آن موارد نيست و در اين نوشتار پيرامون آنچه خداوند در اين خصوص به عهده گرفته و آن «اجابت دعا» است‏به گفتگو مى‏نشينيم.

اصل اجابت

بر اساس وعده الهى هرگاه از بنده‏اى دعا به وقوع بپيوندد اصل اجابت هم از طرف خداوند اجتناب‏ناپذير است.

موضوعى كه برخى نسبت‏به آن دچار اشتباه شده‏اند، قياس اجابت انسانها با اجابت‏خداست زيرا معمولا هرگاه انسانى از انسان ديگرى خواسته‏اى داشته باشد - اگر در توانش باشد - همان چيزى را كه او درخواست كرده است‏بدون تاخير و فوت وقت - بدون اينكه در اين زمينه به مصالح مختلف احاطه داشته يا آن را در نظر بگيرد - عملى مى‏كند. و همين محدوديت انديشه بشرى ذهن او را عادت داده است كه اجابت الهى را نيز در همين دائره ارزيابى كند و خارج از آن را بى‏توجهى خداوند نسبت‏به خود دانسته و اجابت نداند. و گاهى نيز تا آنجا در اين اشتباه پيش مى‏رود كه در وعده الهى به ترديد افتاده و در فهم آن دچار اشكال مى‏شود.

در صورتى كه موضوع اجابت در مورد خدا با آنچه بين بندگان او مطرح است، تفاوت بسيار دارد.

او براى استجابت دعاى بنده خود، با احاطه‏اى كه به تمامى مصالح و مفاسد امور دارد با توجه به رحمت عام و نيز لطف ويژه‏اش نسبت‏به سائلان، آن‏چه به صلاح آنان بداند عملى مى‏كند.

به عنوان مثال مريضى را در نظر بگيريد كه به شدت تشنه است و پى در پى به آه و ناله و اصرار تقاضاى آب مى‏كند، در همين حال اگر يكى از بستگان او كه از وضع او بى‏خبر است‏با او ملاقات كند بديهى است اولين كارى كه براى او انجام خواهد داد سيراب كردن اوست در حالى كه ممكن است‏با همين آب دادن، حيات او را نيز در معرض خطر قرار دهد. در صورتى كه اگر دكتر معالج او در اين وضع او را ببيند با احاطه‏اى كه به مرض و نوع آن دارد و آب را براى چنين مريضى خطرناك مى‏داند، تن به اين خواسته نخواهد داد و يا حداقل آن را براى مدت معينى به تاخير خواهد انداخت. و اگر ممكن باشد از راه ديگرى براى تخفيف تشنگى او اقدام خواهد كرد.

اين بى‏توجهى به تقاضاى مريض نيست‏بلكه خود عين اجابت‏با در نظر گرفتن مصلحت اوست. خداوند متعال نيز، هرگاه دعايى - با توجه به اركان آن - از بنده‏اش ابراز شود، قطعا بدان پاسخ خواهد داد، ولى اينكه شخص «دعاكننده‏» اجابت دعاى خود را در به اجرا درآوردن مو به موى خواسته خود از سوى خدا بداند انديشه‏اى غلط، انتظارى بيجا و از باب قياس خالق به خلق است.

انواع اجابت

اجابت الهى با توجه به مجموعه مصالح و مفاسد تحقق مى‏پذيرد و بديهى است چنين كارى صورتهاى مختلف دارد كه در هر خواسته‏اى با توجه به اوضاع و مناسبات خاص آن، به صورت ويژه‏اى جلوه مى‏كند كه به برخى از آنها مى‏پردازيم.

البته آنچه اينجا بدان مى‏پردازيم به غير از نوع روشن و رايج آن است كه برآمدن حاجت دائمى به همان صورت مطلوب اوست.

1- جلب رحمت

از نتايج‏بسيار مهم دعا جلب توجه و عنايت ويژه الهى است كه سراسر زندگى و لحظه لحظه عمر دعاكننده را فرا مى‏گيرد.

بر طبق آيات قرآن كريم، خداوند بزرگ رساندن رحمت را به بندگان، بر خود مقرر فرموده و مقصود از آفرينش آنان را نيز همين امر، اعلام كرده است ولى بهره‏مندى از آن را به تقاضا و درخواست‏آنهااز خودمنوطدانسته‏است.

شخص «دعاكننده‏» نبايد در كار دعا تنها به برآمدن حاجت‏خود قناعت ورزد تا اگر محقق نشد دست از طلب بردارد بلكه بايد با نظرى بلند و در افقى بسيار وسيعتر و فراتر از برخى خواسته‏هاى محدود بدين عمل دست‏يازد.

البته خواسته‏هاى كوچك را هم بايد از خدا خواست. بلكه بنا به روايتى از امام صادق(ع) تمامى امور از كوچك و بزرگ را بايد از او طلب كرد زيرا همان كسى كه صاحب اختيار كارهاى بزرگ است، سررشته كارهاى كوچك را نيز در دست‏خود دارد.

ولى سخن اين است كه همواره بايد امور محدود و جزيى را در پرتو عنايت كلى الهى خواست و به وسيله دعا عنايت و توجه عام و رضايت‏خداوند را به سوى خود جلب كرد.

قرآن مجيد از قول حضرت ابراهيم(ع) خطاب به مشركان عصر خود اينچنين مى‏فرمايد: «واعتز لكم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربى عسى الا اكون بدعاء ربى شقيا» من از شما و آنچه مى‏پرستيد كناره مى‏گيرم و پروردگار خود را مى‏خوانم بدين اميد كه به وسيله اين كار - رحمت‏خدا را در همه حال به سوى خود جلب كنم و در پيشگاه او - محروم و مطرود نباشم.

امام صادق(ع) از نبى اكرم(ص) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:

«رحم الله عبدا طلب من الله عز و جل حاجة فالح فى الدعاء استجيب له ام لم يستجيب له، و تلا هذه الآية ...»

سايه رحمت الهى بر سر آن بنده‏اى باد كه حاجت‏خويش را از خدا بخواهد و در آن اصرار بورزد خواه آن خواسته‏اش محقق شود و خواه عملى نگردد. آنگاه حضرت همين آيه را به عنوان شاهد كلام خود ذكر فرمود.

باز در حديث ديگرى حضرت صادق(ع) فرمودند: ان الله عز و جل يقول: من شغل بذكرى عن مسالتى اعطيته افضل ما اعطى من سالنى.

خداى متعال مى‏فرمايد: كسى كه به ياد من مشغول شود و از عرض حاجت‏خود باز ماند - با جلب رحمت‏خود به سوى او - بهترين عطاياى خويش را كه به‏سائلان مى‏دهم بدو نيزخواهم‏بخشيد.

و نيز همان حضرت فرمودند: «هيچ بنده‏اى دست‏خود را به سوى خدا نگشود مگر اينكه خداوند بزرگ از اين كه آن دست را خالى برگرداند حيا مى‏كند و از رحمت‏خود آنچه بخواهد بدو عنايت مى‏كند. پس هرگاه كسى از شما دست‏به دعا برداشت آن را بر سر و صورت خود بكشاند.»

بنابراين بهترين و سودمندترين پاسخ الهى به بنده نيايشگر خود سرازير كردن رحمت‏بى‏پايان خويش به سوى اوست و از باب اينكه: «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست‏» در پرتو آن تمامى مشكلات مادى و معنوى رو به سامان خواهد گذاشت و هيچ دعايى از مؤمن، خالى از اين بهره گرانسنگ نخواهد بود، چه دعاگر حاجت مورد نظر خود را نيز بگيرد يا به مصالحى بدان دست نيابد.

http://tebb.blogfa.com/cat-41.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:57  توسط مسافر  | 

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

در آن هنگام كه آسمان ( كرات آسمانى) شكافته شود، (1)

و تسليم فرمان پروردگارش شود -و سزاوار است چنين باشد- (2)

و در آن هنگام كه زمين گسترده شود، (3)

و آنچه در درون دارد بيرون افكنده و خالى شود، (4)

و تسليم فرمان پروردگارش گردد -و شايسته است كه چنين باشد- (5)

اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد! (6)

پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، (7)

بزودى حساب آسانى براى او مى‏شود، (8)

و خوشحال به اهل و خانواده‏اش بازمى‏گردد. (9)

و اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، (10)

بزودى فرياد مى‏زند واى بر من كه هلاك شدم! (11)

و در شعله‏هاى سوزان آتش مى‏سوزد. (12)

چرا كه او در ميان خانواده‏اش پيوسته (از كفر و گناه خود) مسرور بود! (13)

او گمان مى‏كرد هرگز بازگشت نمى‏كند! (14)

آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت كرد)! (15)

سوگند به شفق، (16)

و سوگند به شب و آنچه را جمع‏آورى مى‏كند، (17)

و سوگند به ماه آنگاه كه بدر كامل مى‏شود، (18)

كه همه شما پيوسسته از حالى به حال ديگر منتقل مى‏شويد (تا به كمال برسيد). (19)

پس چرا آنان ايمان نمى‏آورند؟! (20)

و هنگامى كه قرآن بر آنها خوانده مى‏شود سجده نمى‏كنند؟! (21)

بلكه كافران پيوسته آيات الهى را انكار مى‏كنند! (22)

و خداوند آنچه را در دل پنهان مى‏دارند بخوبى مى‏داند! (23)

پس آنها را به عذابى دردناك بشارت ده! (24)

مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، كه براى آنان پاداشى است قطع‏نشدنى! (25)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 20:44  توسط مسافر  | 

ای قلم سوزلرین د اثر یخ
آشنا دن من بیر خبر یخ


ای قلم (اشعار من) در تو هیچ تاثیر و جذابیتی وجود ندارد
من هم از آشنا خبری ندارم

گلدی بو جمعه د ، کشتی الله
فاطمه یوسفنان خبر یخ

این جمعه هم آمد و گذشت ، ای خدا!
از یوسف فاطمه خبری نشد

یاندی پروانه لر ، شمعی سندی
آیرلخ دن یورک آنن الدی

پروانه ها سوختند و شمع خاموش شد
از دوری (یار) دلم بی درنگ پژمرده شد و مرد

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا ندارد
آقا ! تو از هر زیبایی ،زیباتر هستی

کیم دی آیرلخ درد سال ماز
عاشقن صبرینن الدن آلماز

که می گوید دوری و جدایی انسان را گرفتار درد نمی کند؟
و دوری ، صبر عاشق را از او نمی گیرد؟

ای گوزوم ، یولارا باخ ، دارخما
چون همیشه بولوت آتا قالماز

ای چشمم، به راه ها بنگر و خسته نشو
چراکه ، برای همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند

گلدی بو جمعه د ، گلمدن سن
گون سایم ، جمعه دیگر اوسن

این جمعه هم رسید ، اما تو نیامدی
روزها را می شمارم تا جمعه بعدی برسد

قلب لر غصه دن داغلی قالدی
یا امام زمان گل ، امان دی

قلب ها از غصه داغدار و درمانده ماندند
ای امام زمان (عج) بیا! روزگار غریبی است!

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا نداری
آقا ! از هر زیبایی ، تو زیباتر هستی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 22:39  توسط مسافر  | 
پنجاه صفت از مومن در کلام امام صادق (ع) :«ابو سليمان حلواني» از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود:

صفت مومن نيرومندي است در دين، و احتياط است در نرمش، و ايمان است در باور و يقين، و حرص و علاقه شديد در فهم و فقه، و نشاط و جديّت در هدايت، و نيكي در پايداري و استقامت، و چشم پوشي و خودداري هنگام شهوت و هوس، و دانش در حلم و بردباري، و شكرگزاري در مدارا، و بخشندگي در حقّ، و ميانه روي در غني و بي نيازي، و آراستگي در فقر و بي چيزي، و گذشت در نيرومندي، و طاعت و بندگي در خيرخواهي، و پارسائي در خواهش و ميل، و رغبت شديد در جهاد، و نماز در گرفتاري، و شكيبائي در سختي، و در سختي ها بامتانت، و در ناخوشايندي ها شكيبا، و در رفاه و خوشي ها شكرگزار است؛ غيبت نمي كند، و تكبّر نمي ورزد، و تعدّي و تجاوز نمي نمايد و اگر بر او تعدّي و ستمي شود شكيبائي مي كند، و از خويشاوند نمي بُرد، و سست و ضعيف، و سخت دل و خشن و بدخُلق نيست، نگاهش از كنترل او خارج نمي شود، و شكمش او را به رسوائي نمي كشاند، و عورتش بر او چيره نمي گردد، و به مردم حسد نمي ورزد، و سستي نمي كند، و تبذير و تلف و اسراف و زياده روي نمي نمايد، بلكه ميانه روي مي كند، و به ستمديده ياري و به مستمندان مهرباني مي نمايد، نَفسش از او در زحمت و مردم از او در راحت هستند، در جاه دنيا رغبت و از رنج آن بي تابي نمي كند؛ مردم كاري و مهمّي دارند (دنيا) كه به آن روي آورده اند و او مهّم ديگري دارد (دين و آخرت) كه او را به خود مشغول ساخته است؛ در حلم و بردباريش نقصاني و در راي و انديشه اش سستي و در دينش تباهي ديده نمي شود؛ كسي را كه با او مشورت نمايد راهنمائي مي كند، و هركس را كه به او كمك كند ياري مي نمايد، از باطل و فحش و جهالت مي ترسد و مي گريزد؛ و اينهاست صفت مومن.

از كتاب نصايح آيت الله مشكيني
سایت مناجات

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 22:54  توسط مسافر  | 

امام صادق:

1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)
3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد.
زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)
4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

«مرحومه علامه نهاوندی» فرموده است:
یکی از نمازهایی که در رساندن انسان به مطلوب خود، به تجربه ثابت شده خواندن چهاررکعت نماز است به این طریق که این نماز به دو سلام ختم شود.
در رکعت اول پس از سوره حمد، صد مرتبه افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد (سوره غافر، آیه 44) خوانده شود.
در رکعت دوم، پس از سوره حمد، صد مرتبه الا الی الله تصیر الامور (سوره شوری آیه 53) خوانده شد.
در رکعت سوم پس از سوره حمد صد مرتبه نصر من الله و فتح قریب (سوره صف آیه 13) و در رکعت چهارم پس از سوره حمد صد مرتبه انا فتحنا لک فتحا مبینا (سوره فتح آیه 1) و پس از خواندن نماز به سجده رود و صد مرتبه بگوید:
غفرانک ربنا و الیک المصیر (سوره بقره، آیه 285)
و صد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه را بر زبان جاری کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:26  توسط مسافر  | 

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من                   بما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ایدل کلید استجابت را                      بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش           بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر درها برویت بسته شد دل برمکن بازآ                    در این خانه دق الباب کُن واکردنش با من

 به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی          طلب کن آنچه میخواهی مهیّا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را               بیاور نیک وبد را جمع و منها کردنش با من

 چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن                غم فردا مخور تأمین فردا کردنش با من

 بقرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان                 بخوان این آیه را تفسیرو معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت              تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:44  توسط مسافر  | 
و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو! (23)

و بالهاى تواضع خويش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» (24)

پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است; (اگر لغزشى در اين زمينه داشتيد) هر گاه صالح باشيد (و جبران كنيد) او بازگشت‏كنندگان را مى‏بخشد. (25)

و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26)

چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27)

و هرگاه از آنان ( مستمندان) روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28)

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى! (29)

به يقين، پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد، گشاده يا تنگ مى‏دارد; او نسبت به بندگانش، آگاه و بيناست. (30)

و فرزندانتان را از ترس فقر، نكشيد! ما آنها و شما را روزى مى‏دهيم; مسلما كشتن آنها گناه بزرگى است! (31)

و نزديك زنا نشويد، كه كار بسيار زشت، و بد راهى است! (32)

و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم; اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است! (33)

و به مال يتيم، جز به بهترين راه نزديك نشويد، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا كنيد، كه از عهد سؤال مى‏شود! (34)

و هنگامى كه پيمانه مى‏كنيد، حق پيمانه را ادا نماييد، و با ترازوى درست وزن كنيد! اين براى شما بهتر، و عاقبتش نيكوتر است. (35)

از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (36)

و روى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمى‏توانى زمين را بشكافى، و طول قامتت هرگز به كوه‏ها نمى‏رسد! (37)

همه اينها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است. (38)

اين (احكام)، از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى فرستاده; و هرگز معبودى با خدا قرار مده، كه در جهنم افكنده مى‏شوى، در حالى كه سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهى بود! (39)

آيا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانى از فرشتگان برگزيده است؟! شما سخن بزرگ (و بسيار زشتى) مى‏گوييد! (40)

ما در اين قرآن، انواع بيانات مؤثر را آورديم تا متذكر شوند! ولى (گروهى از كوردلان،) جز بر نفرتشان نمى‏افزايد. (41)

بگو: «اگر آنچنان كه آنها مى‏گويند با او خدايانى بود، در اين صورت، (خدايان) سعى مى‏كردند راهى به سوى (خداوند) صاحب عرش پيدا كنند.» (42)

او پاك و برتر است از آنچه آنها مى‏گويند، بسيار برتر و منزه‏تر! (43)

آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند; و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد; ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد; او بردبار و آمرزنده است. (44)

و هنگامى كه قرآن مى‏خوانى، ميان تو و آنها كه به آخرت ايمان نمى‏آورند، حجاب ناپيدايى قرارمى‏دهيم; (45)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:16  توسط مسافر  | 

عید سعید فطر بر همگان مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 12:55  توسط مسافر  |